نقل قول نوشته اصلی توسط omid12 نمایش پست ها
سلام خانوم parvaaz
لطفا به صخبتهای من خوب توجه کنید
اینکه شما فکر کردید که دوست پسر سایقتون زندست این از دو نوع بیماری روانی نشات میگیره
با دچار وسواس اجباری شدید که در این حالت فرد میداند که رابطه یا تمام شده یا باید نمام شود ولی از روی وسواس فکری که دارد باز هم ادامه میدهد که با دارو حل میشود
دوم دچار اختلالات هذیانی شده است که یعد از یک استرس شدید مثل فوت طلاق باعث این بیماری میشود
انسان چون نمیتواند خودش رو با شزایظ فعلی وقف بدهد وارد دنیای تخیل میشود و
تخیل جای دنیای واقعی رو
می گیرذ سیستم واقعیت سنچی دچار مشکل میشود که اگر دنبال درمان نروید و با افسردگی همراه باشد موجب بیماری به نام سایکوتیک یا در موارد حاد تر اسکیزوفرنی میشود
آیا شما موقع درس خواندن تمرکز هواس دارید؟
آیا پرخاش گر هستید؟


حالا سوال من از اون به اصطلاح دکتر اینه که میداند شما یه درمان احنیاج دارید و ازتون سوء استفاده میکردن
خیلی ناراخت کننده است
انگار این عمل با یک طفل بی پناه انجام دهند

سریع فاصله بگیرید از اقکار خیالی که برای خودتون ساختید یه واقعیت و خدا پناه ببرید
میتونید از دوستان و خانوادتون کمک بگیرید
اگر از دارو استفاده نمیکنید حتمی یه یک روانکاو مراجعه کنید



با آرزوی موفقیت شما در زندگی
سلام همین دکتر سواستفاده گر تشخیص داد وسواس فکری دارم روامپزشک هم مراجعه کردم

اونم گف وسواس فکری دارم - بله موقع درس خوندن تمرکز دارم تمرکزم زیاده - پرخاشگر تقریبا بله

البته خانوادم پرخاشگرن منم مثل اونا شدم

هنوز مرگ دوس پسرم برا من تموم نشده چون هروقت که از خواب یهوو بیدار میشم با حالت استرس یهوو فکر میکنم زنده اس بعد فوری میفهمم مرده دس چپم یه جورایی درد میگیره اون لحظه

روانکاو خوب نمیشناسم