به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 85

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 11 تیر 95 [ 17:12]
    تاریخ عضویت
    1392-10-12
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    115
    امتیاز
    3,940
    سطح
    39
    Points: 3,940, Level: 39
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    221

    تشکرشده 334 در 103 پست

    Rep Power
    31
    Array
    سلام مجدد و تشکر

    جلسه دوم و سوم داخل پارک و با یه پذیرایی ساده انجام شد. تمام این دو جلسه به بررسی مسائل مالی گذشت.

    من با تیپ عمومی هر روزه ام به همراه مامان رفتم و ایشون با مامان و خواهر بزرگشون اومده بودند. دختر خانوم بسیار ساده و با چادر و لباس مشکی و بدون هیچگونه آرایش و با کفش بدونه هیچ پاشنه ای اومده بودند. ( فکر کنم قدشون 160 هست و من 180)

    توی اولین جلسه بیرونمون من کاملا شرایط اقتصادیمو توضیح دادم و گفتم که با مشورت به این نتیجه رسیدم که جواب منفی بدم.( جوابی که بعد جلسه اول تلفنی اعلام کرده بودیم) اون خانوم اعلام کردند که مشکلی با قضیه مالی ندارن و از من خواستند که در مورد اخلاق و رفتارم بیشتر براشون توضیح بدم.

    با صداقت کامل همه چیزو توضیح دادم و گفتم در مورد آینده مالی هیچ قولی نمیتونم بدم و فقط میتونم بگم تمام تلاشم رو انجام میدم. هر چقدر اصرار کرد که آینده خوب میشه گفتم ممکنه خوب بشه اما شما با شرایط الان باید تصمیم بگیری.

    بهم گفتن که داری طوری رفتار میکنی که بعدا صدام در نیاد و من گفتم که همچین قصدی ندارم و میخوام شرایط رو کامل درک کنی. خوب خیلی از نظر مالی متفاوتیم. قرار شد ایشون فکر و مشورت کنن و جواب بدن. اما مشخص بود که با مسائل مالی مشکلی ندارند.

    فرداش تماس گرفتیم و دوباره هماهنگ شد که بریم بیرون.

    در این بین یه مقدار تحقیق کردم فهمیدم غیر خودشون که متمول هستند تا دوتا دامادهاشون هم ( 3 تا داماد دارن) خیلی اوضاع خوبی از نظر مالی دارند. یه دونه برادر هم دارند که گفتن الان شهر ما نیستند و برای انجام یه پروژه 12 میلیاردی رفتند یه شهر دیگه

    توی فاصله تا روز قرار من خیلی فکر کردم و با خانواده و دوستان مشورت کردم و به این نتیجه رسیدم که با اخلاق من ( مستقل کامل، مغرور و عزت نفس و اعتماد بنفس بالا) این شرایط سازگار نیست و من دوست دارم شاد و خوش زندگی کنم و میتونم توی خانواده ای برم که هم سطح من باشن و بهم افتخار کنم.

    چطور میتونم با این خانواده و برادر و خواهراش رفت و آمد کنم؟
    آینده شرمنده بچم نشم که که چرا همه فامیل پول دارن و ما نداریم.
    عمرم درگیر پول درآوردن برای کم نیاوردن نباشم.
    همینقدر که در توانم هست هزینه کنم و با هر پیشرفت مالی کلی ذوق کنم
    خدای نکرده به خانوادم بی احترامی نشه و به خاطر شرایط مالی خجالت نکشن. ما مستاجریم و بابا چند سالی هست ورشکست کردند و یه مقدار از هزینه های خونه رو الان من تامین میکنم
    شرایط طوری پیش نره که با خانومم به خاطر بی پولی به مشکل بخورم. اینم بگم که حداقل درآمدم 2 تا 2.5 هست ولی اونا خیلی از نظر مالی بالا هستند

    تصمیم گرفتم که برم و بگم که نمیتونم این شرایط کنار بیام و ایشون هم بهتر دنبال کسی باشن که از لحاظ مالی به هم نزدیک باشن.

    من با یه لباس متفاوت از دفعه قبل و تنهایی رفتم سر قرار و ایشون هم با لباس رنگی و چادر مشکی و کمی آرایش تشریف آوردند.

    اول جلسه یه سری سوال از اخلاق من که از حرفای جلسه قبل یادداشت کرده بودند رو پرسیدند و بعد نیم ساعت من بحث مالی رو شروع کردم. یه پیش زمینه در مورد اخلاق خودم گفتم. سطح غرورم و عزت نفسی که دارم. اینکه همیشه و همه جا مورد احترام بودم و توهین از جانب هیچ کسی رو نمیتونم تحمل کنم.
    بعد دلیل هامو برای عدم تفاهم بهشون گفتم و ایشون هم کامل گوش کردند. بعد گفتند که من مشکلی ندارم و کنار میام. گفتم شما شرایط رو مجسم نمیکنی و کنار میایی و پس فردا نمیتونی تحمل کنی. گفتند که میتونم.

    گفتم باید برای مشکلات من راه حل پیدا کنی تا منم بتونم کنار بیام. یه سری راه حل دادند مثل اینکه گفتند مگه ما بچه بودیم چی داشتیم که الان بچه ما باید همه چی داشته باشه. یا گفتند با فلان خواهرشون که شوهرشون کارمنده رفت و آمد میکنیم که از نظر شرایط مالی نزدیک هم باشیم.

    من قانع نشدم و گفتم نمیتونم با این شرایط کنار بیام. ناراحت شدند و با تلفنشون شروع به پیام دادن کردند و دیگه کمتر به توضیحات من توجه میکردند. بعد گفتند که اختلاف مالی رو میدونن و باهاش مشکلی ندارند و گفتند آدم باید همه شرایطو با هم بسنجه و نباید یه اختلاف اینقدر مهم باشه و منم گفتم که شرایط مالی یه اصله که روی همه چیز تاثیر میزاره و من باهاش نمیتونم کنار بیام.

    به صورت غیر مستتقیم بهم گفتند که حاضرن با همه چیز من کنار بیان و من دارم خیلی سخت میگیرم. گفتند که خانوادشون هم توی مادیات نیستند و اینکه من هرجای دیگه ای هم برم ممکنه این مشکلات رو داشته باشم و اینکه چرا فکر میکنم اگه با کسی از لحاظ سطح مالی تناسب داشته باشم اون وقت اون خانوم از من شرایط بالای زندگی رو درخواست نمیکنن.

    شرایط خوبی نبود و کمی احساس به عقلم غلبه کرد و قبول کردم. اینجاست که میگن مردا راحت گول میخورن
    بعدشم خانوم پیشنهاد کمک پدرشونو عنوان کردند که شدیدا مخالفت کردم و بعد کمی بحث قرار شد دیگه از این قضیه صحبت نشه که البته ایشون توی مسیر برگشت به خونه باز هم مطرح کردن که گفتم این کار خط قرمزه منه و به هیچ عنوان زیر بار کمک کسی نمیرم.

    وقتی اومدم خونه حس خوبی داشتم ولی فرداش دوباره ناراحتی اومد سراغم. نمیدونم چه تصمیمی درسته. نمیدونم چطور میتونم کنار بیام. دوست ندارم جایی زندگی کنم که از کسی کم بیارم. دوست ندارم بهم ترحم بشه. من از نوجوانی کار کردم و همیشه استقلال داشتم. سختمه کسی باهام امری صحبت کنه.

    بدم میار اونا بشینن در مورد پروژه های میلیاریشون صحبت کنن و من من نگاهشون کنم. الان چند روزه خیلی درگیرم و نمیتونم تصمیم بگیرم.

    دوستان سعی کردم کامل توضیح بدم. میشه نظراتتونو بگین؟

    به نظرتون ادامه بدم یا نه؟
    عاشق شدن ساده است، در عشق ماندن هم دشوار نیست

    تنهایی انسان سببی کافی برای این مهم است.

    اما تلاش سختی که به زحمتش می ارزد

    پیدا کردن یاریست که به لطف حضور مستمر او

    بتوانیم کسی بشویم که میخواهیم.


  2. 2 کاربر از پست مفید mobin31080 تشکرکرده اند .

    ario86 (جمعه 06 شهریور 94), Ashab (جمعه 06 شهریور 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.