به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 63

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    113
    Array
    سلام پیگیرپستهات هستم چیزایی که میگم با دقت عمل ایشالله حتما نتیجه میگیری
    در حال حاضر اگه همسرت تا الان به زنگهات و اسهات بی پاسخ بوده بزار برای مدتی اونم اروم بشه و دلتنگ مطمئنا اونم خاطرات خوشتونرو مرور میکنه پس بذار یکم ازت بیخبر بمونه میدونم سخته ولی لازمه
    حالا کاری که شما باید بکنی اینکه شروع کنیرو خودت کار کنی یعنی اول بشین زندگیت رو مرور کن ببین کجا چیکار کردی بینتون بهم خورد بحث شد اینها رو مو یه مو بنویس لیست کن جلوش بنویس اگه چیکار میکردی دعوا نمیشدیعنی برا هر مورد راهکاری که به ذهنت میاد رو بنویس
    من فکر نمیکنم البته باچیزایی که نوشتی خیلی خانومت نیازی به روانپزشک نداره ومساله نیست خانوم شما ززود رنجه و اون خصوصیاتی که گفتی رو داره پس باید راه رفتار با ادم زود رنج رو یاد بگیری خوشبختانه فکر میکنم خانومت هم متوجه شده که مقصره و همونطور که گفتی تغییرات کوچیکی داشته و نشون میده ایشونم زندگیش و شمارو دوست داره ببین منم تجربه شما رو تقریبا داشتم همسر منم خیلی زودرنج بود الن بهتر شده من تقریبا دو ساله ازدواج کردم اوایل سر کوچکترین چیز همسرم از حرف خانوادم درصورتی که اونها احترام بهش میذاشتن ولی اون از حرفاشون برداشت دیگه ای داشت مثل خانومت منم هی میگفتم اینا منظوری ندارن و.........اوایل همسرم چون خیلی دوستم داشت چطزی نمیگفت و تو خودش میریخت و بعدا سر یه مساله کوچیک بهونه و دعوا راه مینداخت منم چون ادم ارومی هستم کوتاه میومدم ولی هر دفعه دوباره اینچیزا تکرار میشد ولی تو خوشیا بهش میگفتم که اونا دوست دارن و....یه مدت خوب میشد و دوباره..... همش میگفت بریم جداشیم منم گریه زاری نه خودش تو خوشیا میگفت مگه من دیونه ام تورو ازدست بدم تو عصبانیتا یه چیزی می گم تو باور نکن تا اینکه با این سایت اشنا شدم خدا رو شکر خیللللللللی بهتر شده دیگه مثل قبل نیست کاری که کردم این بود وقتی یه دلخوری پیش میاد تو اون لحظه بخودم میگم ستاره خونسردیت رو اول حفظ کن این جمله معجزه میکنه بعد بخودم میگم فقط گوش کن بذار اینقدر بگه تا خالی شه اصلا چیزی نگو فقط طوری نگاهش میکنم که فکر میکنه دارم به تمام حرفاش بیطرفانه گوش میدم اصلا حتی چیزی بگه که من مقصر نبودم ولیبگه مقصری فقط گوش میدم گوش کردن فعال تو سایت بخون بعد که خالی شد میگم درکت میکنم وقتی خودم جات میذارم همین اون دیگه ساکت میشه بعد میرم بکارام میرسم سعی میکنم یکم از دیدش دور باشم و اون اروم تو خودش باشه اصلا باهش کاری ندارم اگه وقت غذا باشه براش میکشم و صداش میکنم اگه نخورد یه چند بار با ارامش میگم بیاد دیدم نمیاد گیر نمیدم تا اروم شه خیلی باهاش حرف نمیزنم اگه چیزی خاستم بگم در حد چند کلمه ولی با حترام فرداش که رفت سرکار اگهروزچند بارزنگ میزدم اونروز یهبار زنگ میزنم فقط در حد احوالپرسی واصلا بروش نمیارم بحثی داشتیم بعد یکی دوروزخودش خیلی اروم خودش میاد جلو چون مرده معذرت خاهی مستقیم نمیکنه ولی من میدونم همین جلو اومدنش معذرت خاهیه اما وقت خوشیا نوبت من میشه اونموقع اول کلی از خوبیاشذمیگم و بعد میگم مثلا اصلا در شان تو نبود فلان حرف رو میزدی یا دادی که زدی کلا با ارامش تمام دلخورها وخاستهام میگمبا ارامش نه غرغر
    الان اون میگه بادنیا عوضت نمیکنم خودش میبینه ایراداش کجاست چون اگه تو دعواها من بخام کوچکترین حرفی بزنم میدونم توپ تو زمین اون میندازم و خودم مقصر جلوه میدم پس صبر میکنم تا همه چی اروم شه تا نوبت من برسه ولی کلا همون موقع هم اول با یاداوری خوبیاش و خاستهایی که ازش دارم میگم اونم دیگه وقتی بحث میشه مثل قبل داد بیداد نمیکنه یه چیزی هم که باعث میشه من راحتتر تو دعواها سکوت کنم و کم نیارم اینه که میگم من که دوستش دارم نباید حرفی بزنم که با لحظات خوشم مغایرت داشته باشه وداد بیداد کنم اینارو تو ارامش بهش گفتم واین باعث شده اونم هر چی نگه
    همسر منموقتی ارومه مثل یه فرشته هست ولی تو دعواها ولی شکر خدا اونموقع هم داره بهتر میشه
    اینتجربم گفتم تا بدونی شدنیه وربطی به افسردگی نداره وهمه چیزرو مثل اینکه ادم نباید هی گذشته رو مرور کنه بایدب به دیگران خوشبین باشه تا خودش راحت زندگی کنه کلا هرچی تو دلم رو هی با نرمی وقت مناسب بهش میگم تا یاد بگیره و اثر هم داشته ولی باید زمان و برخورد مناسب باشه
    در مورد خانواده هم من همیشه اگه خونوادم یه تعریف کوچیک ازش کنن با بزرگ نمایی اون بهش میگم چقدر اونا تورو دوست دارن به خانوادم هم طوری گفتم که به خاطر من باید هواش داشته باش هرزگاهی زنگ میزنن دعوتمون میکنن درضمن همسر منم بارفت امد مثل خانوم شما مشکل داره ویکی از بحثهامونم همین بوده که دوست داره برا خودمون باشیم وخیلی رفت امد نداشته باشیم منم این قضیه رو به خونواپم گفتم تا اونا هم ازش دلخور نشن ولی به همسرمذگفتم که شباییرکه فرداش تعطیل باشه دعواتهاروبریم اگه وسط هفته باشهمیگیم ممنونکلا الان باهم هماهنگ شدیم ولی ایشون بهم گفته هروقت خاستی خودت برو که من فقط روزا زمانی که سرکار هست میرم برمیگردم به حونادت بسپر چیزی نگن حس کنه دارن ازش ایراد میگیرن ازش تو جمعشون تعریف کنن تا خودشم بدونه چقدر دوسش دارن
    رفت امد شما با خونوادش خیلی با احترام و تقریبا متوسط خیلی رفت امد نباشه ولی اجازه بده خانومت بره بهشون سر بزنه

  2. 2 کاربر از پست مفید ستاره زیبا تشکرکرده اند .

    ebraz eshhg (سه شنبه 07 مهر 94), اسیر سرنوشت (یکشنبه 22 شهریور 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اختاپوس وسواس فکری- عملی (اختلال وسواس اجباری)
    توسط مدیرهمدردی در انجمن وسواس
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 26 فروردین 95, 08:31
  2. وسواس من به قد و ظاهر همسرم (2)
    توسط جوادیان در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 64
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 آذر 94, 02:31
  3. وسواس ظاهری دارم ، زندگیم داره تباه میشه
    توسط omidsss در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 دی 93, 21:36
  4. وسواس فکری دارم
    توسط Milad1 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 مرداد 92, 11:08
  5. وسواس روانیم کرده
    توسط اسناء در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 خرداد 92, 17:29

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.