سلام.
زندگي در کنار مادرشوهر الزاما به اين علت که کسي توي زندگي شما دخالت کنه، ناراحت کننده نیست.
ببينيد تصور کنيد مجبوريد با خونواده همسرتون زندگي کنيد. شايد آدم بيخيال يا حتي کمي بيادب براش مهم نباشه؛ اما آدم معمولي معذب ميشه. مجبوره احترام بزاره.
حواسش به رفت و آمد و لباس پوشيدن و سر و صدا کردن و بهم ريختن خونه و غذا پختن و....... باشه.
اين از احترامه نه از مشکل داشتن. هميشه که نبايد دنبال مقصر و تقصير باشيد.
با کمال احترام، من با بيشتر صحبتهاي جناب فرزام موافق نيستم. اصلا پيش هیچکس از ديگري صحبت نکنيد که وارد ورطه حرفهاي خالهزنکي ميشيد و زنها راحتتر از اونچه که فکرش رو بکنيد، راست و دروغ رو تشخيص ميدن.
يه مثال خيلي ساده: فکر کنيد به مادرتون بگيد همسرم عاشق قرمه هاي شماست و ايشونم فردا بيان بگن ميخوام بهت ياد بدم چطور قرمه بپزي که طعمش "بد" نشه!
اينکه با هم دعوتشون کنين بيرون يا هروقت به یکی محبتي کردين يه کادو برای اون یکی بخرين(بچه است مگه؟!) بد که هیچی، وحشتناکه! انگار داريد القا ميکنيد که خانمتون قصد رقابت با مادرتون رو داره! چنين رفتاري رو هيچ زني تحمل نميکنه.
اتفاقا خانمها منطق بيشتري دارند و جز به جز هر مسئلهاي رو تحليل ميکنند. اللخصوص در روابط اجتماعي قويتر هستند و سياست داشتن رو از بچگي و لحظهاي که شروع ميکنن به ناز کردن براي پدرشون، ناخواسته ياد ميگيرند. بنابراين در صورت دروغ گفتن، فقط شماييد که از چشم ميفتيد.
به نظر من اگر ميخوايد خانمتون رو راضی کنید، احتياج به بحث منطقي هست؛ نه پیچوندن مسئله.
بگيد که ميخوايد خونه بخريد و در شرايط حاضر اگر مستاجري پيشه کنيد مقدار زيادي از پس اندازتون هدر ميره.
اصلا همين فردا بريد يه حساب باز کنيد و هرماه مقداري رو توش بگذاريد و بگيد اين به جاي اجارهاي که نميديم و به عنوان پس انداز خونه.
پولهاتون رو نگه داريد و انشالله چند سال آينده بتونيد يه خونه عالي براي خودتون بخريد. فکر نميکنم کسي توي دنيا باشه که دلش يه خونه براي خودش نخواد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)