منکه نا امید شدم ازش.توی هیچ زمینه ای منو ارضا نمیکنه.در حالی که انتظارات من ازش فقط انتظارات پایه ای هستش. از اون موقعی هم که بچه دار شدیم بدتر هم شده و بیشتر تو فازه بچه هستش و البته خودمم میدونستم با اومدن بچه فاصله مون بیشتر میشه. البته تمام این مشکلاتی که دارم تقصیره خودمه چون آدم رک و قاطعی نیستم ، دوست ندارم جلوش وایسم و به هر بهایی که شده تا تامین شدن خواسته هام باهاش بد بشم.در هر صورت همش تقصیره خودمه از اولش که عجله ای و بدون فکر انتخاب کردم و الانم که دارم مسیر اشتباه و میرم .دلم به حال زندگیم میسوزه.
راستی کارایی که گفتید رو اگه انجام بدم فوری باهام قهر میکنه و شک هم ندارم.اگه بخوام تحت فشارش بذارم ممکنه کارمون به طلاق بکشه. اصلا زیر بار حرف نمیره.هر وقت هم از این صحبت کردم که حرفمو گوش نمیدی و ... فوری قهر میکنه و بازیو به نفع خودش تموم میکنه آخرم پشیمون میشم که چرا این حرفو زدم.خدا بخیر کنه من چجوری تا آخر عمرم میخوام با این شرایط زندگی کنم ، همه ی بار زندگی روی دوشه منه ، خوب مشارکت نمیکنه.خوب منم آدمم حق دارم که تامین بشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)