سلام
تاپیک های متعددی داشتم تقریبا به نتیجه نرسیدم
جدیدا مشکلمون رو پیدا کردم منو شوهرم به دلیل اختلاف هایی که توی دوران عقد داشتیم و حتی به خانواده ها هم کشیده شده بود اومدیم زیر یک سقف. با وجود اینکه چندین بار شوهرم ازم خواست تا مهریه رو ببخشم و جدا بشیم.
من وشوهرم الان که مستقل شدیم یه جورایی انگاری از چشم هم افتادیم و دیگه خبری از اون عشق و علاقه نیست.
شوهرم به مسائلی من اهمیت میده یعنی بهم پول میده حتی اگه تحت فشار قرار بگیره و نداشته باشه برام جورش میکنه
مشکل اینجاست چند وقت پیش بهم گفت بیا از هم جدا بشیم این زندگی اون زندگی نبوده که من میخواستم جدا بشیم من میخوام تنها زندگی کنم من هر وقت پولدار شدم سراغت میام، میگفت من از آینده میترسم روزی بشه که نخوام بچه دار بشیم و حوصله هیچیو ندارم. این مساله روی روابط زناشوییمونم تاثیر گذار شده و نه من نه اون از هم لذت نمیبریم
رندگیمون یه نواخت شده و خانواده شوهرم به خاطر دعواهایی که شوهرم به خانواده اش کشید با ما قطع ارتباط کردن
من برای حفظ زندگیمون و برگشتن به حالت نرمال باید چیکار کنم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)