به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 60

Threaded View

  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 خرداد 95 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1394-9-26
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    269
    سطح
    5
    Points: 269, Level: 5
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 17 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    تاپیکت رو یک نگاه اجمالی کردم
    احساس می کنم خوب حرفهایی که توی دلت هست رو بیان نمی کنی و بعد نتیجه دلخوری خودت هست
    اگر همسرت متوجه نیست تو باید متوجه اش کنی



    به فکر دون و آب پرندهاش هست.سبزی براشون میگیره.کاهو و... .
    اما اگه یه هفته سر سفره یه دونه پیاز هم نباشه با غذا بخوره نمیگه چرا نیست به روی خودش هم نمیاره.
    گاهی وقتا وقتی میاد تو میرم استقبالش میبینم چیزی دستش با کلی ذوق می گیرم ازش و تشکر میکنم میخنده میگه اینا مال پرندهامه... .بعدم بگم چرا چیزی از خونه نمیپرسی میگه خوب بگو.تو باید بگی
    .

    چرا حرص می خوری که همسرم حواسش نیست
    ابراز نیاز کن . واقعا لازمه
    خیلی متنوع میشه ابراز نیاز کرد ..... ابراز نیازت اونو متوجه میکنه که بهش نیاز داری .... و مردها دوست دارن رفع نیاز کنن

    در مورد خیلی مساله ها به نظرم بیشتر حرص خوردی تا ابراز نیاز درست

    نقش مادرت رو در رفع نیازهات حذف کن....

    طوریکه نگه مادرت برات این کار بکنه اون کار بکنه دکتر ببره ، کرکره مغازه بالا ببره

    اگر خواست برات کاری بکنه هرگز نگو نه مرسی خودم انجام میدم بزار انجام بده

    اگر قناعت می کنی صرفه جویی می کنی خانومی می کنی از اون ور هم همسرت باید متوجه باشه

    کلا اگر کاری میکنی سعی کن به رو بیاری که تو چشم بیاد همسرمن که خیلی خوب این کار رو انجام میده برات مثال می زنم
    من تو عقدم شوهرم مریض بود و تب داشت منم ذهن مشغولی داشتم با این که میدونستم مریضه
    احوال پرسی اش رو نکردم حداقل جوری که همسرم میخواست این کار رو انجام ندادم
    ما هر شب با هم مکالمه تلفنی داریم و اون شب من قرار بود بهش تماس بگیرم
    خلاصه تماس گرفتم
    همسرم که دید احوالشو نمی پرسم به روی من آورد که من تب دارم ، خواب بودم تماس گرفتی اما من
    صدای موبایلمو زیاد کردم که بیدار بشم و سپردم به بقیه اگر موبایلم زنگ زد حتما بیدارم کنید
    که با هم صحبت کنیم
    دلم میخواست احوالمو بپرسی................قشنگ خجالت کشیدم ..... حرفهاشم خیلی با لحن خوب و عاشقانه ای میزد


    همسرم خیلی خوب بیان کرد طوریکه هنوز تو ذهنم مونده ....



    اگر کفش نو دوست داری بخری در صحبتات ازش یاد کن .

    همه ی این حرفهام تو کلید مرد دکتر حبشی هست که البته شما گوش کردی ولی نوشته هات خیلی از عملی کردنش نیست

    یه چیز دیگه

    سطح رابطه عاطفی تون رو بالا ببر

    طوریکه اگر محبتت کمرنگ شد همسرت احساس کمبود کنه احساس کنه چیزی رو از دست داده
    و برای رضایتت تلاش کنه

  2. 2 کاربر از پست مفید خبرخوش تشکرکرده اند .

    fariba293 (پنجشنبه 02 آبان 98), هلیاجون (جمعه 11 دی 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.