به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 153

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    یاد مدرسه افتادم :

    وقتی تویه زنگی یه معلمی نمیومد ، بعضی از بچه ها دست دوست صمیمیشونو میگرفتن و 2تایی میرفتن یه گوشه واسه درد دل و..

    یه عده که معمولا 50 درصد کلاس بودن همه با هم توی کلاس میموندن واسه گپ زدن و شوخی خاطره تعریف کردن، یکی میرقصیدو بقیه شاد میشدن یکی میرفت دفتر جوک اش رو میاورد میخوند برامون ، یکی هم میشد مارمولک و روی دیوار میخزید o_O ;-)

    یه عده کمی هم مثلا 2یا 3نفر ازون اول ته کلاس مینشستن ورفتار همه رو زیرنظر داشتن ، نه میرفتن هوا خوری نه میومدن توی بحث ، نه نظر میدادن که بیایید فلان کارو انجام بدیم ، به جاش 10 دقیقه آخر نظرشونو به صورت زیرسوال بردن ما اعلام میکردن که مثلا این چه کاریه میکنید چرا فلان یا مزیت فلان کار چیه!!

    اما 10 دقیقه مونده بود ب
    به انتهای کلاسو دیگه ما چه کاری میتونستیم انجام بدیم ؟ تازه نظرشونم آخر نمیدادن ما چیکار باید میکردیم فقط انتقاد بود.

    الن صبا جان من اصلا منظورم این نیست شما نشستی کنار ولی رفتارت با اون دوستای مدرسه خیلی شبیه بود، چرا خودتون یکبار همت نکردین بیایید ازون سوالاتی که فکر میکنید میتونست جو بهتری به تاپیک صندلی داغ بده ، بپرسید ؟

    یکی میاد میگه کلیشه دیگری میگه جست و گریز در اعتقادات چقدر خوبه به جای نگاه بالا پایینو خارج از گود ، خودمون آستین بالا بزنیم و خیلی خاکی و خودمونی جو رو اونطور که دوست داریم تغیر بدیم .

    - - - Updated - - -

    یاد مدرسه افتادم :

    وقتی تویه زنگی یه معلمی نمیومد ، بعضی از بچه ها دست دوست صمیمیشونو میگرفتن و 2تایی میرفتن یه گوشه واسه درد دل و..

    یه عده که معمولا 50 درصد کلاس بودن همه با هم توی کلاس میموندن واسه گپ زدن و شوخی خاطره تعریف کردن، یکی میرقصیدو بقیه شاد میشدن یکی میرفت دفتر جوک اش رو میاورد میخوند برامون ، یکی هم میشد مارمولک و روی دیوار میخزید o_O ;-)

    یه عده کمی هم مثلا 2یا 3نفر ازون اول ته کلاس مینشستن ورفتار همه رو زیرنظر داشتن ، نه میرفتن هوا خوری نه میومدن توی بحث ، نه نظر میدادن که بیایید فلان کارو انجام بدیم ، به جاش 10 دقیقه آخر نظرشونو به صورت زیرسوال بردن ما اعلام میکردن که مثلا این چه کاریه میکنید چرا فلان یا مزیت فلان کار چیه!!

    اما 10 دقیقه مونده بود ب
    به انتهای کلاسو دیگه ما چه کاری میتونستیم انجام بدیم ؟ تازه نظرشونم آخر نمیدادن ما چیکار باید میکردیم فقط انتقاد بود.

    الن صبا جان من اصلا منظورم این نیست شما نشستی کنار ولی رفتارت با اون دوستای مدرسه خیلی شبیه بود، چرا خودتون یکبار همت نکردین بیایید ازون سوالاتی که فکر میکنید میتونست جو بهتری به تاپیک صندلی داغ بده ، بپرسید ؟

    یکی میاد میگه کلیشه دیگری میگه جست و گریز در اعتقادات چقدر خوبه به جای نگاه بالا پایینو خارج از گود ، خودمون آستین بالا بزنیم و خیلی خاکی و خودمونی جو رو اونطور که دوست داریم تغیر بدیم .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  2. 3 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    باغبان (یکشنبه 04 بهمن 94), جواد 75 (یکشنبه 04 بهمن 94), سوده 82 (یکشنبه 04 بهمن 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.