مرسی هلنا جان که همدردی کردی من این روشم اجرا کردم اما چون اینجا پیش ایناییم فکر میکنه که همش باید بدونن
اونام پرسیدنی نمی تونه نگه کلی توضیح میده بابتش
منم میگم وقتی به نتیجه رسید کارمون تصمیمون بعدا بگو
اما....
نمیدونم شاید من خیلی رنجیدم از خانواده اش به خاطر اینه همش گذشته برام تکرار میشه زخم زبوناشون یادم می یاد اذیت میشم
حرفایی که بهم زدن پاراسال پدرشوهرم تو روم گفت ما فکر میکردیم عروس خوبی داریم ، اون اولش بود، پیش همسرم و کل خانواده اش منم گفتم اره اون اولش بود










علاقه مندی ها (Bookmarks)