ممنون از نظرت هلیا جون ولی خب همونطور که گفتم این ی بخشی از مشکل منه.مشکل اصلی من دوست نداشتن خودم هست..حتی الان فکرمیکنم حتما مشکل من چقدر بی اهمیت بوده برای دیگران که حاضر نیستن نظربدن و راهنمایی کنن البته به جز شما .....من فکرتغییرهستم که امدم اینجا راهنمایی بخوام و همیشه توی زندگیم به هرچی خواستم رسیدم خوشبختانه یا متاسفانه به هرقیمتی ولی این اخریو نشد..خودمو کشتمو زنده کردم ولی ان منو نخواست...و مشکل این دوست نداشتن خودم ازاینجا شروع شد. ازاینجاکه دوست دارم فقط ازیکی ی حرکتی ببینم تابندازمش دور یا باهمه سردعوا دارم وفکرمیکنن همه دارن منو دست میندازن و جدی نمیگیرن...اصلا نمیدونم چرا هستم و کی هستم و چی میخوام..فقط میدونم دارم نفس میکشم زندگی میکنم و به زور میرم به جلوو..مثل ی کسی که بهش برنامه دادت و باید اجراش کنه ..به هرقیمتی..فقط همین








علاقه مندی ها (Bookmarks)