سلام دوست عزیز
طبق گفته های شما استنباط من اینه که فعلا عشق جلوی تفکر واقع بینانه رو از شما و این آقا گرفته. بعد مسافت از تبریز تا کرمان در حدی نیست که هر موقع خواستید تو خونه تون باشید. خودش مسئله مهمیه. در ثانی تحصیلات شما دو مقطع تحصیلی از ایشون بالاتره. معمولا فرض بر اینه که تحصیلات دختر و پسر نزدیک هم باشه بهتره. همه این موارد قطعی نیستن و حتما مثال نقض هم داره که امیدوارم این آقا همون مثال نقضی باشه.
و اما در مورد اظهار نظر کلی در مورد یه فرهنگ یا شهر یا منطقه باید بگم که دوستان عزیز مشت همیشه نمونه خروار نیست! هر چند شاید در مورد بسیاری از دوستان حتی مشت که سهله ، دانه هم نیست! این برای فرهنگ و کشور ما خیلی مخربه که با ورود به یک شهر و تنها صحبت یا برخورد با یک قشر یا چند شخص خاص یک نسخه برای کل اون فرهنگ بپیچیم!
اینکه جواب برادر شما رو کسی به فارسی نداده خوب چیز عجیبی نیست، خیلی از افراد مسن و پا به سن گذاشته طبیعتا به فارسی مسلط نیستند و نمی خوان مهمانشون رو بدون جواب یا راهنمایی رها کنند! کما اینکه همون فرد غیر فارس زبان هم در یک شهر فارس زبان انتظار نداره جوابش رو به ترکی بدن!
همین مسئله در مورد ایرانی های مقیم خارج از کشور هم صحت داره. شما تصمیم به زندگی در کشور خارجی بگیری چطوری سر می کنی؟
بیایید از شهرهای عزیز و فرهنگ های اصیلمان برای یکدیگر غول نسازیم
هر شخص انعطاف پذیری میتونه در هر شهری زندگی کنی به شرطی که آگاهانه تصمیم بگیره
موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)