سلام خانم e-aysan
مشکلات شما خیلی شبیه مشکلات منه منم توی این مدتی که ازدواج کردم حتی یه مسافرت 2 نفره نداشتم وهمه کارام زیر نظر مادر شوهرم بود خیلی ازشون کشیدم ابتدای کار هر چی میگفتن باشه بود و وقتی به خودم اومدم یه اعتراض کوچولو کردم صدای همشون در اومد منظورم اینه که بیشتر بلاهایی که سرمون میاد مسبب اصلیش خودمون هستیم تا زمانی که شما خودتو دوست نداشته باشی ارزش قائل نباشی نباید انتظاری از دیگران داشته باشی ....اقتدار داشته باش به خودت بیا بی تفاوت رفتار کن بخدا چند روزه دارم اینکارو میکنم به وضوح دارم می بینم هر چی دنبالش بدویی بیشتر فرار میکنه یه جایی به خودت ایست بده گلم
راجب دخترتون اصلا نگران نباشین اون همنوز بچه هست رفته رفته خودش میفهمه کی بیشتر براش اهمیت داره ولی سعی کن بیشتر باخودت مشغولش کنی به هر حال دختر شما بیشتر از علایقش خبر دارین
....... به خودت برس خوتو دوست داشته باش تو به این دنیا اومدی زندگی کنی ........ احترام همه رو نگه دار ولی برای خودت هم ارزش قائل باش
آدم پر رو رو کاریش نمیشه کرد وقتی میان دنبالتون بذار بیان اما سنگین باش با شوهرت خوش بگذرون میدونم خیلی سخته من خودم هم حسرت خیلی چیزا به دلم مونده ولی گلم تنها راهش اینه باور کن چون غیر این کارو کنی آدم بده داستان تو میشی در نظر شوهرت
سعی کن مستقل بشی هر چه زودتر بهتر ا..... به خودت جرات بده![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)