به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 86

Threaded View

  1. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 تیر 97 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    7,253
    سطح
    56
    Points: 7,253, Level: 56
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 309 در 147 پست

    Rep Power
    48
    Array
    سلام روژینا خانم ممنونم از اظهار نظرتون
    سلام و تشکر خدمت skyzare عزیز
    خیلی خوبه که شما بیشتر نظراتتون به دوستان بر مبنای ایات و روایته
    حرفاتون کاملا درسته
    شما از اول در جریان مشکل من بودید و گاهی نظرتون رو گفتید و راهنمایی کردید
    همونطور که میدونید من خیلی سعی تلاش کردم
    به تمام معنا با هزار امید غرورم رو گذاشتم زیر پا رفتم پیش کسایی که تردم کردن تحقیرم کردن و باز حرفای حق به جانبشون رو نادیده گرفتم بلکه همسرم ذره ای تغییر کرده باشه و فرصتی دوباره به هردومون بده
    اما باز حق بجانب تردم کرد و ناله و نفرین و بد و بیراه
    خودش در ابتدا پیشنهاد داد حقوقش رو میبخشه تا طلاقش بدم اما بد عهدی کرد و چندبار حرفشون رو عوض کردن
    چندماه پیش باز گفت میبخشم الان رفتم وقتی گفت نمیخام ادامه بدم میگم بخاطر تو علیرغم میلم حاضرم طلاقت بدم باز میگه مهرمو بده
    بهش گفتم فقط بخاطر اینکه بهت نشون بدم که میخام خاطره بدی ازم نداشته باشی ده تا سکه بهت میدم میگه نه پنجاه تا بده....
    منم یه ادم معمولی با درامد اداره کار با بدهی و قسط و....
    به اندازه کافی ضرر بهم زدن اما بازم حاضر شدم یه چیزی بدم بهش اونم باید قرض کنم اما طمع داره و میخاد سرمایه جور کنه برای خودش در حالیکه پدرش وضعش بد نیست
    شما بگو من چکار کنم
    توی عقد بستگی بدون شروع زندگی مشترک
    همه چیزم رو از دست دادم زن و زندگی و امید و اعتماد و ارامش و اعصابم حالام هرچی دارم بدم بهش و از صفر شروع کنم دوباره بعد بیست نه سال سن؟!! در حالیکه هزار بار بهم بد عهدی کرده و منتظر فرصت برای نابود کردنم بود نمونه اول قهرمون میخاست وکالت در طلاق بگیره ازم و پوستمو بکنه منه ساده هم چوب سادگی و مهربونیم رو خوردم از اول.
    به همسرم گفتم من هیچوقت راضی به طلاق نیستم و تو مسوولیتش رو و گناهش رو گردن میگیری؟؟
    گفت نترس من واسه زن بدیت اومدن تحقیق میگم من طلاق خواستم
    انقد ازین حرفا بهم زد توی این مدت
    خدا خودش میدونه من نمیخاستم اسم روی دختر مردم بزارم و با نامردی ولش کنم...
    چون به یه چیزایی معتقدم و خیلی به نمک شناسی و مردونگی اهمیت میدم اما اخر بهم گفت ایشالا نون بدو و تو دنبالش بدوی...
    اما من بهش گفتم من از ته دل برات ارزوی خوشبختی میکنم و ارزو میکنم هیچوقت حسرت منو نخوری
    گفتم حلالت کردم و ازت گذشتم
    از همه اطرافیت هم گذشتم و کینه ای به دل ندارم
    ویرایش توسط amf66 : سه شنبه 17 فروردین 95 در ساعت 00:05

  2. 2 کاربر از پست مفید amf66 تشکرکرده اند .

    یه بنده خدا (چهارشنبه 18 فروردین 95), آرامش خیال (سه شنبه 17 فروردین 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.