سلام روژینا خانم ممنونم از اظهار نظرتون
سلام و تشکر خدمت skyzare عزیز
خیلی خوبه که شما بیشتر نظراتتون به دوستان بر مبنای ایات و روایته
حرفاتون کاملا درسته
شما از اول در جریان مشکل من بودید و گاهی نظرتون رو گفتید و راهنمایی کردید
همونطور که میدونید من خیلی سعی تلاش کردم
به تمام معنا با هزار امید غرورم رو گذاشتم زیر پا رفتم پیش کسایی که تردم کردن تحقیرم کردن و باز حرفای حق به جانبشون رو نادیده گرفتم بلکه همسرم ذره ای تغییر کرده باشه و فرصتی دوباره به هردومون بده
اما باز حق بجانب تردم کرد و ناله و نفرین و بد و بیراه
خودش در ابتدا پیشنهاد داد حقوقش رو میبخشه تا طلاقش بدم اما بد عهدی کرد و چندبار حرفشون رو عوض کردن
چندماه پیش باز گفت میبخشم الان رفتم وقتی گفت نمیخام ادامه بدم میگم بخاطر تو علیرغم میلم حاضرم طلاقت بدم باز میگه مهرمو بده
بهش گفتم فقط بخاطر اینکه بهت نشون بدم که میخام خاطره بدی ازم نداشته باشی ده تا سکه بهت میدم میگه نه پنجاه تا بده....
منم یه ادم معمولی با درامد اداره کار با بدهی و قسط و....
به اندازه کافی ضرر بهم زدن اما بازم حاضر شدم یه چیزی بدم بهش اونم باید قرض کنم اما طمع داره و میخاد سرمایه جور کنه برای خودش در حالیکه پدرش وضعش بد نیست
شما بگو من چکار کنم
توی عقد بستگی بدون شروع زندگی مشترک
همه چیزم رو از دست دادم زن و زندگی و امید و اعتماد و ارامش و اعصابم حالام هرچی دارم بدم بهش و از صفر شروع کنم دوباره بعد بیست نه سال سن؟!! در حالیکه هزار بار بهم بد عهدی کرده و منتظر فرصت برای نابود کردنم بود نمونه اول قهرمون میخاست وکالت در طلاق بگیره ازم و پوستمو بکنه منه ساده هم چوب سادگی و مهربونیم رو خوردم از اول.
به همسرم گفتم من هیچوقت راضی به طلاق نیستم و تو مسوولیتش رو و گناهش رو گردن میگیری؟؟
گفت نترس من واسه زن بدیت اومدن تحقیق میگم من طلاق خواستم
انقد ازین حرفا بهم زد توی این مدت
خدا خودش میدونه من نمیخاستم اسم روی دختر مردم بزارم و با نامردی ولش کنم...
چون به یه چیزایی معتقدم و خیلی به نمک شناسی و مردونگی اهمیت میدم اما اخر بهم گفت ایشالا نون بدو و تو دنبالش بدوی...
اما من بهش گفتم من از ته دل برات ارزوی خوشبختی میکنم و ارزو میکنم هیچوقت حسرت منو نخوری
گفتم حلالت کردم و ازت گذشتم
از همه اطرافیت هم گذشتم و کینه ای به دل ندارم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)