شما با وجود سی و دو سال سن اصلا پخته نیستید.یعنی چی که باید اون خانم رو همراهی میکردید تا کارتون رو از دست ندید.اصلا توی محیط کار آدم نباید از فاز رفتار حرفه ای خارج بشه چه طرف مقابل آقا باشه و چه خانم.اون خانم حق نداشت توقع همچین همراهی از شما داشته باشه و شما باید خودتون مدت ها قبلتر از اینکه اخراج بشید بیرون می اومدید حالا جایی با حقوق کمتر و یک مقدار تحمل فشار مالی خیلی بهتر از نشست و برخاست با آدم نادرسته.همسرتون کارش رو ول کرده و توی شهر خودشون مشغول به کارشده.الآن هم اگر شما با خواهش و تمنا برشون گردونید به زندگی معلوم نیست چی میشه.ایشون ممکنه برگرده ولی ته ذهنش مدام یه علامت سوال در مورد شما وجود داشته باشه.یا در آینده همیشه جایگاه مقصر داشته باشید توی زندگی و این قضیه توی هر اختلافی دوباره سر باز کنه.به نظرم عاقلانه تر هست که وقتی ایشون میگن نمیخوان شما نرید سراغشون.بزاری فکرهاش رو با خودش بکنه و اگر تا شش ماه الی سک سال دیگه اومد سراغتون اون وقت میتونید برگردید به زندگی ای که توش هم سطح و برابر باشید(وقتی ایشون خودشون برگشتن دیگه نمیتونن اون قضیه رو بر علیه شما استفاده کنن.)توی این یک سال هم شما روی خودتون کار کنید و سعی کنید یک سری حد و مرز برای خودتون تعریف کنید و توی زندگیتون پیاده کنید که از این دست مسائل باز پیش نیاد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)