من هم تا حدودي با شما موافقم . بله وقتي زني نميتونه جايگاه درستي از خودش براي همسرش درست كنه به قول شما يا بايد از ايشون جدا بشه و يا حق انتخاب ديگه بهش بده ولي فعلا اين حق داده نميشه . اونوقت چكار بايد كرد ؟؟ به قول شما با اين خودخواهي چگونه بايد برخورد كرد و اونو تعديل نمود ؟
ضمنا من فرض را بر اين ميزارم كه اصلا خانمها مشگلي هم ندارند . همه آن 70 خانمي كه شانس داشتن همسر و خانواده نصيبشان شده همه خانمهاي خوب و همسراني موفق هستند . سوال من اين بود كه با فرض رد هوسراني مردان و همچنين بي عيب و نقص بودن رابطه خانمها با همسرانشان ، حالا تكليف آن 30 خانمي ( مثال ذكر شده ) كه شانس داشتن همسر و بهره مندي از خانواده و فرزند و ساير نيازها ي طبيعي را به دليل ناخواسته و تحت تاثير شرايط اجتماع را نداشتند ، اونا بايد چكار كنند ؟؟
برام جالبه چرا خانمها وارد اين بحث نميشن . خيلي دلم ميخواد نظر همجنسان خودمو در مورد اين معضل بدونم .
همچنان منتظر جوابهاي دوستان هستم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)