این حرفی که آخیش زد در پست بالا نمی دونم جواب بده یا نده . من نظرم روی اینه که شماره عوض نکنید ولی یه جورایی هم محو بشید و از طرف شما هیچ ارتباطی با خودش و افراد وابسطه به ایشون نباشه دیگه
قبول دارم شرایط شما سخته . به همین راحتی که ما یه چیزی اینجا تایپ کنیم نیست که شما بتونی با جدایی کنار بیای و عزت نفس خودت رو بازسازی کنی و فلان کنی و بهمان . بله هر مرحله اش بسیار سخت هست و زمان بر . . .
ولی موافق نیستم که شما خودت رو کوچیک کرده باشی . کاری رو که فکر می کردید درسته انجام دادید و یک پیشنهاد بازگشت دادید .
آره با همه غرور و لج بازی و چیزای دیگه ، این احتمال کاملا وجود داره که برگرده و حتی با اصرار بگه که دوباره شروع کنیم . ولی هیچ چیز قطعی نیست و نمیشه پیش گویی کرد . . .
اون تحلیلی که شیدا ارائه میده به ظاهر منطقی هست ولی موارد زیر رو فراموش کرده :
1- گذشت زمان ناراحتی شوهر ایشون رو کم و کم تر میکنه و این یعنی احتمال بازگشت
2- اصلا ممکنه تصمیم به طلاق خیلی هم عاقلانه نبوده و به خاطر لج بازی ، غرور و دیگر دلایل غلط باشه، پس همیشه امکان بازگشت هست
3- اگر موضوع به همون سادگی بود که شیدا گفته ، پس این آدمایی که بعد از طلاق بر می گردن چیه؟
4- بله بیخودی آدم طلاق نمیگیره ولی ممکنه خیلی هم باخود نبوده باشه!!! یعنی بعدا نظر آدم عوض میشه و اصلا ممکنه باورهاش هم در اثر سختی جدایی تعدیل بشه و بخاد که برگرده
5- اینکه همسرش قصد فریب داشته فقط یک احتمال هست و من این رو خیلی قوی نمی بینم
ولی در کل فعلا باید ایشون طلاق رو بپذیره و بزاره شوهرش اولین حرکت بعدی رو بکنه ، شاید هم دیگه حرکتی نکنه ! پس در هر حال بهتره ایشون طلاق رو بپذیره








علاقه مندی ها (Bookmarks)