خانمي بنظرم كار اشتباهي ميكني نزار انرژيت به غيراز شوهرت صرف كس ديگه اي بشه خنده هات درده دلات ناراحتي وشاديهات روفقط براي شوهرت بزار...شوهروقتي ميبينه فقط به اون ميتوني حرفت بزني لذت ميبره واحساس امنيت ميكنه هرچي زودتر اين رابطه روختم كن وقتي ختم كردي و اوضاع به حالت عادي برميگرده ميفهمي چه كارخوبي كردي و نجات پيداكردي
بزار ازخودم بهت بگم منم قبلا يه جايي كارميكردم كه بايه آقايي همكاربودم اين اقا به چشم پاكي ودست پاكي معروف بود من روزي ده ساعت باهاش كارميكردم كنار هم...توي يك اتاق يعني هم من وهم اون خيلي به خودمون مسلط بوديم كه هيچ كاري بينمون اتفاق نيفتاد ميتونم بهت بگم اين اقا درطول چندسالي ك باهاش كارميكردم حامي وپشتيباني ومشاور من درهمه امور بود مثل يه برادر پشتم بود منم مثل خواهر ويه همكار به دردو دلاش گوش ميدادم بقدري رابطمون خوب وباهم همكاري ميكرديم كه همه ميگفتن شايد يه روزي باهمديگه ازدواج كنن...اين شوخيا كه به من رسيد جي دم ورابطم باهاش خشك كردم...اون اقا درقبال اون شوخيها خوشحالي نشون ميداد وجلوي ديگران راطش بامن صميمي جلوه ميداد كه من بشدت بدم اومد وحتي يك بار من به اسم كوچيك صا كرد وبهم گفت عزيزم كه بهش گفتم من عزيز شمانيستم...ولي اينو بهت بگم اون اقايي كه من اوايل به چشم پاكي ميشناختمش ديدم پاش ازگليمش درازتركرد خب فرضا من ميخواست وعاشقم شده اگه واقعا ادم خوبي بود اقدام به ازدواج ميكرد...حس كردم ميخواست چشم پاكي خودش به ديگران حفظ كنه ولي دركنارش توي واتس اپ توي اتاق يه دوست اجتماعي داشته باشه ولاس بزنه...من خيلي محترمانه وقاطعانه بهش يه تذكر دادم وجوابش توي واتس اپ نميدادم ميگفتم به درك بار ناراحت بشه بايد بفهمه كه كارش خوب نيست
وقتي هم عقد كردم رابطم كاملا قطع كردم ...بااينكه برام سخت بود وبخاطر كار مجبوربودم باهاش مدام درتماس باشم ولي به هيچ وجه نميخواستم به غيرازشوهرم كسي باهام درتماس باشه يا دردودل كنه يامن باهاش دردودل كنم...اين موجب ميشه نصف حواسم كه بايد پيش شوهرم باشه بره سمت اون شخص...پس ازت خواهش ميكنم فقط فقط شوهرت محرم اسرارت وغمخوارت داشته باش...بزار شوهرت ببينه فقط بااون صميمي وراحت هستي خواسته هات فقط از اون ميخواي








علاقه مندی ها (Bookmarks)