به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 بهمن 99 [ 08:27]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,981
    سطح
    63
    Points: 8,981, Level: 63
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    474

    تشکرشده 304 در 105 پست

    Rep Power
    40
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آخیش نمایش پست ها
    خب تو دعوا که حلوا خیر نمیکنن ، دعوا رو باید مدیریت کرد ، اینقدری که حرفای مادرش برات مهمه یه خورده هم به خودت ،شوهرت و بچه ات اهمیت بده، نمیشه اینقدر حالت تدافعی نداشته باشی؟ انگار برا خانواده ات افتخار و ارزش میاد که طلاق بگیری ، قبول کن خانواده ات بعد از طلاق هم اذیت میشوند چون دختر تنها و بیوه اشون رو با یک بچه می بینن و خب خیلی کمبود های دیگه هم خودت رو اذیت میکنه هم خانواده اولت و هم جوجه کوچولوت رو، میدونم که هیچی ایده آل نیست اما مثلی هست که میگه زندگی تاس خوب آوردن نیست ، تاس بد رو خوب بازی کردنه، اگه بخوای برگرده همه خواسته هات از جمله اینکه خودش بیاد خونه اتون تو روببره ، میتونی طوری بهش بگی که قبول کنه، اینهمه تحکم جالب نیست، اینکه توی خلوت باهات خوبه جلوی بقیه نشون نمیده هم یه خورده عجولی کدوم یک از مردا میاد میگه من زن ذلیلم ولی وقتی همه ببینن که شما یه مدت زیادی با هم خوبین و کنار هم خوشین خودشون میفهمن که موردعلاقه شوهرت هستی، وقتی جلوی همه میگه میخوام زندگی کنم با اینکه دادگاه رفتی و ضایعش کردی ، بنظرم خیلیه ، چون من خودم اگه یکی منو ببره دادگاه دیگه برام مهم نیست چقدر خوبه یا بده باید تموم بشه ، ولی شوهرت هنوزم میخواد برگردی این خودش مردانگی و جوانمردی رو میرسونه، شبت بخیر، خداییش خیلی یکدنده ای ،مهر مادری رو حروم غرورت نکنی که بچه ات آرزو بدل بمونه،
    حرفای مادرش برای من مهم نیست،شوهرم خیلی اهمیت میده و همین باعث میشه اون حرفا تاثیر زیادی روی زندگیم بزاره.
    درست میگید یک دنده شدم.به این خاطر که غرورم شکست،عشقم نادیده گرفته شد،زندگی چند ماهم به هم ریخت،یه موجود بی گناه رو وارد این دنیا کردم....
    خسته شدم از خوب بودن،از اینکه علاقم به شوهرم و پایبندیم به زندگیم به حساب مشکل داشتنم گذاشته شد.
    من عاشق کیک و شیرینی پختنم و همیشه برای شوهرم درست میکردم.
    میدونید یه بار تو این مدت مسیج داد که توی اونا چی میریختی که منو شیفته خودت کرده بودی!!
    هرکاری که براش کردم و هر محبتی رو زیر سوال برده.
    خسته شدم که همیشه به واسطه دهن لقی شوهرم ،بقیه بازخواستم میکردن و مجبور بودم خصوصی ترین مسائلمو برای خونواده خودم و اون توضیح بدم.
    از وقتی شوهرم اومده تو زندگیم شادی از زندگی خونوادم رفته.
    ولی اون فقط نشسته داره زندگیشو میکنه،و اصلنم براش مهم نیست که عمرمون داره میگذره و زندگیمون نابود شده.
    براش مهم نیست که این بچه به هردومون نیاز داره و ما مسئول زندگیشیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط amf66 نمایش پست ها
    خیلی محکم و کوبنده حرف زدن این دوستمون....
    حرفاشون تا حد زیادی درسته
    توی دعوا حلوا خیر نمیکنن
    جوابه های هوی هست!!!!
    صد در صد شوهرتونم خیلی گلایه ها دارن از طرز رفتار شما توی این مدت پس خیلی روی این حرفا تمرکز نکنید
    اما.‌‌.
    باید هر دو طرف قضیه رو دید حرف اخیش که میگه مردی که بعد از دادگاه و شکایت باز بگه میخاد زندگی کنه جوانمرد و اهل زندگیه واقعا درسته(من خودم به همسرم میگفتم زنی که پایش برسه به پله دادگاه دیگه به درد زندگی نمیخوره چون قبح اینکار و حیاش میریزه اما بخاطر علاقم بهش همونطور که میدونید حرفمو گذاشتم زیرپا)و اما یه طرف قضیه اینه که یوقت ایشون قصد انتقام گیری در اینده نداشته باشن و فعلا بخوان سازش کنن تا بعدا تلافی کنه....
    به هرحال خودت باید شرایط رو بسنجی اما سعی کن برگردی و یه فرصت به خودتون بدی
    بی شک این دوری و شکایت و دادگاه و حرفها و ..... هر دوی شما رو تغییر داده و متوجه خیلی از اشتباهاتتون کرده خدا رو چه دیدی شاید شوهرتون میخاد خودشو ارتقا بده و ازین به بعد بهتر رفتار کنه
    یکم فکر کنید اگر واقعا اون اصلاح بشه ارزش فرصت دادن رو نداره؟
    البته بشرطی که شمام ازش عقب نمونی و دلت رو از کینه خالی کنی مخصوصا نسبت به مادرش چون معلومه خیلی ازش دلخوری
    ایشالا شما برگردی به زندگیت و مشکلت حل بشه و این روند ادامه دار باشه...
    از این نظر که بخواد بعدا تلافی کنه یا بخواد برگردم که انتقام بگیره ،مطمئنم که اینطور نیست.
    میخواد برگردم اما هنوز هم از کاراش پشیمون نیست و حاضر نیست غرورشو زیر پا پزاره و قدمی برداره.
    توی تصمیمش هم برای زندگی نمیدونم تا چه حد مطمئنه.
    یعنی حس میکنم براش فرقی نداره جدا شیم یا ادامه بدیم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amina نمایش پست ها
    من در جایگاهی نیستم که نظری در مورد جدایی یا ادامه ی زندگی بدم ولی دوستان فکر می کنید برای یک زن آسونه که زندگی رو ادامه بده که توش بهش تهمت های آنچنانی زده شده و مشروعیت فرزندش زیر سوال رفته؟ جوانمردی همسر ایشون کجا بود وقتی این خانم زیر آماج این تهمت ها بود؟

    در هر صورت دوست عزیزم، اگر تصمیم به ادامه ی زندگی داری، تا زمانی که از استقلال شوهرت مطمئن نشدی برنگرد چون با این مادر شوهری که تو داری بعید می دونم آب خوش از گلوت پایین بره.
    فکر نمیکنم توی این سن شوهرم رفتارش خیلی تغییر کنه.
    خیلی نمیتونم روی استقلال شوهرم حساب کنم.
    اون اینطوری بزرگ شده و همیشه کوچیک ترین کارهاشم مادرش انجام داده

  2. کاربر روبرو از پست مفید آرامش خیال تشکرکرده است .

    Amina (پنجشنبه 23 اردیبهشت 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خواستگارم فقط یه ایراد داره .... کمکم کنید توی تصمیم گیری
    توسط سایه68 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 دی 93, 12:30
  2. نمی تونم توی هیچ انجمنی پست بزارم حتی توی تاپیکی که خودم زدم .چه کنم؟
    توسط heaven65 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 آذر 92, 08:51
  3. من توی حرف زدن مشکل دارم ، راه حل؟
    توسط omid65 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: پنجشنبه 25 خرداد 91, 16:19
  4. به خاطر دخترم توی این زندگی بمونم؟
    توسط negar29 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 آبان 90, 19:25
  5. توی دو راهی گیر کردم. کمک کنید
    توسط em_ey20 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: دوشنبه 28 اردیبهشت 88, 23:45

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.