سلام
یادمه وقتی عقد کردم
شوهرم دستمو گرفت و گفت تو خوب جایی افتادی خیلی ها آرزوی ازدواج با منو دارن تو شانس اوردی....
اعتماد به نفس اون در حد تیم ملی بود ....اونم مثل شما همیشه دغدغه داشت خود خوری میکرد ....از وضع موجود ناراضی بود....آرزوهای بلندی داشت ....
با این تفاوت که من از لحاظ تحصیلات و شکل و قیافه و مالی ازش واقعا سرتر بودم ولی
در من تواضع بود و در او تکبر......
آخرش چی شد
ایراد......ایراد ....دعوا ....دعوا .........طلااق
حالا شماهم که به قول خودتون همه چی تمومید.......از کجا میدونی در نظر اون دختر همه چی تمومی ؟؟؟؟؟
شاید فقط برا خودت اینطوریه ....تکبر.....غرور ....خود بزرگ بینی ....نارضایتی از وضع موجود
اینا خصوصیات شوهر سابقم بود ......که برای من ضرب المثل .....گدا و ادا ....بود
آقای سزار خصوصیات شوهرمو برات نوشتم و منظورم شما نیستی .....
توصیه من اینه که
تواضع نعمتیه که هیچ گاه بهش حسودی نمیشه......








علاقه مندی ها (Bookmarks)