به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 34

Threaded View

  1. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 دی 97 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-6-05
    نوشته ها
    496
    امتیاز
    17,675
    سطح
    84
    Points: 17,675, Level: 84
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 175
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,385

    تشکرشده 1,898 در 451 پست

    Rep Power
    133
    Array
    سلام.

    مشکل همسر شما این هست که اتفاقا خواستن از ابتدا برای شما شفاف سازی انجام بدن، اما دلیل تناقض گویی ها این هست که شما جنبه شنیدنش رو نداشتید و روند ایشون رو عوض کردید.

    من قبلا معتقد بودم که با هرکس بخوای زندگی کنی باید گذشته ات رو و اینکه کی بودی براش شفاف سازی کنی، ولی الان متوجه شدم یه تیتر دادن کافیه و نباید وارد جزییات شد ! چون کسی که تو شرایطت نبوده انتظار داره چند سال پیش هم مثل امروز رفتار میکردی ، ضمن اینکه توانایی تفکیک مسایل رو نداره. به عنوان مثال وقتی همسر شما میگه دوستش داشتم یه بخش از زندگی گذشته شون هست و وقتی میگه دوستش نداشتم بخش دیگری. مثلا وقتی میگه دوستش داشتم هنگامی که تازه ازدواج کردن رو در ذهنش داره، و وقتی میگه دوستش نداشتم هنگامی که خیانت و بی مهری میدیده. گاهی لحظات خوبی که با ایشون داشتن در ذهنشونه و گاهی لحظات بد و آزار دهنده.

    یا اینکه همسر سابقشون در هنگام رابطه از ذهنشون میگذره، واسه اینه که شما زن نیستید و یه زن هضم این مورد واسش زمان بره که قبلا در تصرف یکی بوده و حالا بخواد خودشو در تصرف شخص دیگری ببینه، این زمان بره. در حقیقت ایشون دارن با قیاس ها شما رو از ایشون بازشناسی میکنن، دارن زندگی جدیدشون رو به خودشون دیکته میکنن و شما درست زمانی که میخواد از گذشته بگذره و حال و هوای این زندگی رو بگیره هی رجوعشون میدین به زندگی قبلی و بدتر اینکه شاید درست الان که میخواد شما رو به زندگی قبلیش غلبه بده شما رفتاری نشون میدین که ایشون بگه صد رحمت به زندگی قبلی. ایشون خیانت و بی مهری دیده و نیازمند شدید به توجه شماست، و فکر میکنم به خاطر همین حساسیت ها باهاتون ازدواج کردن، این حساسیت ها فقط مدت کوتاهی براشون خوشاینده و ممکنه بعد کلافه شون کنید. همانطور که مجبورش کردین حرفاشو عوض کنه، بعید نیست چند مدت دیگه تحت فشار شما بگن ما اصلا رابطه ای نداشتیم و واسه همین بچه دار نمیشدیم، عین خواهر برادر بودیم!!! چون میبینه فقط شنیدن این شما رو راضی میکنه !

    و در مورد رستوران اینها ، بعضی ها ترفندشون واسه فراموش کردن اینه. انقدر بهش رجوع میکنن که از حالت خاص بودن در بیاد و حالت عمومی بگیره. شاید با شما میره اون رستوران تا یه خاطره جدید ثبت کنه و خاص اون آقا نباشه. در حقیقت به جای فرار به حل میپردازند. ولی همانطور که فرشته مهربان فرمودند مجبور نیستید، گاهی هم شما پیشنهاد بدین کجا برید! نه به معنای محدود کردن و تعصب ورزی، بلکه به معنای مدیریت زندگیتون.

    شما ابتدا باید بپذیرید که ایشون گذشته ای داشتند که شما بخشی از اون نبودین و دلیلی هم نداره هی بهش رجوع کنید. مخصوصا با این حساسیتتون. مثل کسی که از بوی ماهی بدش میاد بعد بره تو ماهی فروشی کار کنه و هی غر بزنه همش بوی ماهی میاد. چرا به گذشته شون مراجعه میکنید در حالی که خوشایندتون نیست؟ ایشون نمیتونه چندین سال از زندگیشون رو حذف کنه، روزگاریه که بهشون گذشته، این شمایسد که نباید به چیزی که شاهدش نبودین و درونش حضور نداشتید و اتفاقا انقدر واستون آزار دهنده است رجوع کنید. و اشتباه خانومتون هم اینه که در این زمینه باهاتون همکاری میکنه . اونقدر که هر وقت میخواد ازتون توجه بگیره اینجوری شما رو بر می انگیزه. و اینکه شما روشنشون نمیکنید یک مرد هستید، دوست دارید خودتون رو اولین عشق ایشون و ایشون رو آخرین عشق خودتون بدونید. چون تلاش نمیکنید با محبت کردن و ساختن خاطرات خوب و جدید جایگاه قبلیشون رو بی ارزش کنید. اینکه تو دودوتا چهارتای خودش بگه زندگی به این میگن، چی بود قبلی! تازه میفهمم بهشت یعنی چی... نه اینکه در آخر بگه مردا همشون عین همند!

    شما یه زندگی جدید دارید، ایشون هم. روزهایی که هیچوقت دیگه تکرار نمیشن. یه کوچولو تو راه دارید که مادرش از همین الان یه جور دیگه عاشقشه و این موهبت رو قدر میدونه. اگه شما آرزوشو که بچه تون باشه برآورده کردین ، پس چرا عاشق شما نباشه؟ به نظرم بایستی کمی اعتماد به نفستون رو بازیابید و منفعل بودنتون تو اون موارد اینجا خودشو نشون میده. شما اعتماد بنفس کافی رو برای اینکه بپذیرید بر همسر سابقشون غلبه یافتید ندارید، اعتماد بنفس اینکه در قیاس هاتون خودتون رو پیروز کنید ندارید، اعتماد بنفس جنگیدن واسه تصاحب و تصرف کامل همسرتون از گذشته اش و قهرمان زندگیش شدن ندارید. با حذف و خط زدن و ناراحتی کاری از پیش نمیبرید، اما ساختن یه زندگی جدید تمام آرزو هاتون رو برآورده میکنه. و حتی اگه همسر شما در گذشته مونده، نشان داده زن وفاداری هست . چرا نسبت به شما نتونه باشه؟ چرا نسبت به فرزندش نتونه باشه؟ حتما هست. دریابیدش، به خصوص نیازهای یه زن حامله رو که حساسیت های خودشو داره. و به خودباوری برسید. شما خودتون برای برانگیختن عشق همسرتون بسنده اید و نیازی به حذف گذشته ندارید. یا امروز انتخاب کنید بهترین همسرتون هستید یا با افعال ناشی از افکارتون منتظر شکست زندگیتون باشید. چون هر کسی تحملی داره. انقدر به گذشته ی هم سرک نکشید که توش خیری نیست و هم خودتون رعایت کنید و هم حساسیت موضوع رو برای همسرتون روشن کنید، اونم با مهر و محبت، نه اتهام. با تایید و احترام به هم. زمان هم چند مدت دیگه مرهم میشه.

    موفق باشید.
    تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
    ویرایش توسط عشق آفرین : چهارشنبه 05 خرداد 95 در ساعت 09:12

  2. 8 کاربر از پست مفید عشق آفرین تشکرکرده اند .

    baitollah-abbaspour (چهارشنبه 05 خرداد 95), deljoo_deltang (پنجشنبه 06 خرداد 95), toojih2 (چهارشنبه 05 خرداد 95), فکور (چهارشنبه 05 خرداد 95), پریا 66 (پنجشنبه 06 خرداد 95), آرامش خیال (شنبه 08 خرداد 95), بی نهایت (چهارشنبه 05 خرداد 95), سمیراه (پنجشنبه 06 خرداد 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.