چند وقت پیش توی اخبار بود فکر کنم یه فوتبالیست خیلی معروف رو داشت نشون میداد که رفته بود ملاقات یه دختری که آرزوش دیدن اون فوتبالیست بود...
داشتیم با شوهرم حرف میزدیم که چقدر اون فوتبالیسته آدم بزرگیه که علیرغم اون همه شهرت و ثروت رفته خونه ی محقر یه بچه ی مریض... اخر حرفامون یهو یه فکری مثل جرقه زد توی ذهنم و شوهرمم کاملا تاییدش کرد... اینکه رفتن و دیدن یه بچه ی مریض علیرغم ارزشی که داره نشونه ی مردونگی نیست مردونگی به اینه که یک مرد توی این دنیای وانفسا به همسرش وفادار باشه که فوتبالیست قصه ما ظاهرا این صفت رو نداشته...
وقت خشم و وقت شهوت مرد کو؟
طالب مردی چنینم کو به کو...








علاقه مندی ها (Bookmarks)