عزیزم خیلی متاسفم.درک میکنم که چقدر این شرایط آزاردهنده است.ولی دقت کن خاطرت باشه بهت گفتم در اختلالات شخصیت فرد بیمار مقاومت به درمان داره.حاضر میشه زمین و زمان را به هم بریزه ولی قبول نکنه مشکل دارد.شوهر شما هم فقط وسواس نداره،اختلال شخصیت وسواسی دارد.این برخوردهای الآنش را بزار به حساب مشکل اختلال شخصیتش.داره مقاومت میکنه و با انکار و فرافکنی و پرخاشگری سعی داره قبل از همه به خودش ثابت کنه مشکلی نداره.توضیح و قسم خوردن شما هم کمکی نمیکنه چون ایشون خودش هم میدونه داره حرف غیرمنطقی میزنه ولی امکان نداره حرفت را قبول کنه.قبول حرف شما یعنی پذیرفتن اینکه مشکل داره.عاقلانه تصمیم بگیر.حفظ زندگی مهمه ولی به چه قیمتی؟برای حفظ کردن این زندگی هزینه زیادی باید بدی، چه روحی و چه جسمی(همین وسواس ایشون توی شستشو پدرت را در مورد نظافت خانه درمیاره) وکیفیت زندگیت هم مهمه.این همه هزینه کنی و بعد کیفیت زندگیت پایین باشه؟...تصمیم با خودته ولی سه نفر حرفه ای بهت گفتن جدایی به صلاحه و این نشون میده قضیه واقعا جدیه.جلوی ضرر را هرجا بگیری منفعته،خدا را شکر کن توی زندگی و با یک بچه متوجه مشکلاتش نشدی.