نقل قول نوشته اصلی توسط اسما@ نمایش پست ها
معمولا اقا یونی که عصبی هستند یک مشکلی در دوران کودکی داشتند مثلا ممکن هست دیده نمیشدند یا کسی در خانه بوده که بهش زور میگفتند
و دستور میدادند
یا زیاد سر به سرش میگزاشتند در کودکی
از این اخلاق داره که اگر هم اشتباه کند قبول نمیکند و میخواهد خودش را ثابت کند
بیشتر با ایشان صحبت کنید درده دل کنید از احساستان بگویید وعنوان کنید وقتی که شروع به کتک زدن میکنید فکر میکنم هنوز شما را نشناختم برایم غریبه میشوی این مسئله ارزشش از من برای شما بیشتر است ؟
در خانه تشویقش کنید تاییدش کنید این خیلی مهم است
و از بودن با ایشان احساس خوشحالی و رضایت خود را بروز دهید از قدرت کلامت استفاده کنید کم کم درست میشود رشد میکند
کلید مرد اقتدار مرد و روابط جنسی از صوت دکتر حبشی را دانلود کنید وچندین بار گوش کنید موفق میشوید
وقتی عصبی هست فقط سکوت کنید تا متوجه اشتباهش شود

سلام اسما جان عزیز خیلی خوشحالم کردی و مرسی از وقتی که گذاشتی و پستمو خوندی گلم
+درباره حدست متاسفانه درسته و همسرم تو بچگی خیلی از مادرش کتک خورده و پدرشون هم به رحمت خدا رفته و همسرم چون پسر اوله کلا بار مسئولیت خانواده همیشه و حتی هنوزم روی دوشش بوده ، حتی ما به خاطر این مساله دیر ازواج کردیم چون همسرم خرج خواهر ومادرشو میداد و نمیتونست خونه تهیه کنه .
+من خیلی بش میگم که این رفتارات رابطمونو سرد میکنه ولی دوباره عصبی میشه و میگه تو غلط میکنی من همینم کور که نبودی . البته بعد از دعوا چون عذاب وجدان داره اگه بهش بگم میگه حق داری ، دیگه قول میدم تکرار نمیشه اما فقط به خاطر عذاب وجدانشه و تو حالت عادی حاضر نیس راجع بهش حرف بزنیم و بهم میگه یاد بگیر حرف درگیری گذشته رو نزنی و این حرفا . در حالیکه من هیچوقت دلم صاف نمیشه اینجوری.
+حتما سعی میکنم سخنرانی ها رو گوش بدم مرسی از راهنماییت دوست خوبم ، واقعا خوشحالم کردی





نقل قول نوشته اصلی توسط yalda.n نمایش پست ها
خوش بحالت عزیزم
هم سن وسال خودمی
غبطه خوردم بهت وقتی گفتی همسرم وقتی دست روم بلند کرد پشیمون شد وسعی کرد از دلم دربیاره...
انشاالله مشکلتون خیلی زود رفع وحل بشه وهمیشه عاشق هم باشید..
سلام یلدا جان ، عزیزم مرسی که وقت گذاشتی و خوندی پستمو و بیشتر ممنونم که نظر دادی
+عزیزم همسر شما هم عصبیه؟ میشه بپرسم چکار کردی که مشکلت برطرف شه ؟ توی رفتارات چکار میکنی که به نظرت نتیجه داده ؟
امیدوارم اشتباه فهمیده باشم و توام مشکل منو نداشته باشی چون واقعا سخته که ببینی از کسی که عاشقشی داری اسیب میخوری و حتی گاهی این حس بهم دست میده که عشق اون به من واقعی نیس وگرنه کی حاضره به عشقش صدمه بزنه حالا هرچقدم عصبانی باشه ، هرچند موضوع دعواهای مارو بشنوی خندت میگیره البته خودش میگه که اون لحظه اصلا یادش میره من کیم .

دیروز اومد خونه بهم گفت خواهشا راجع به مشکلای بین خودموم به کسی حرفی نزن ، چون قراره امشب به مادرم سر بزنم ، ترسیده بگم دست بزن داره چون قطعا اون موقع پدرم راحتش نمیذاره و طلاق منو میگیره ، منم بهش اطمینان دادم که اگه رو قولش بمونه و دیگ تکرار نشه دلم نمیخواد دیگران تو زندگیم دخالت کنن ، اونم فک کرد من تیکه میندازم به دخالتای مادرش ، داشت دوباره شروع میکرد . دارم فکر میکنم که این ادم عوض بشو نیست

دوستان خواهش میکنم تنهام نذارید و همراهم باشید ، مرسی از مهربونیتون.