به دنبال آرامش بودم به قرآن رجوع کردم . سوره توبه وآیات زیر آمد.
همسرم مدت هاست زمزمه مدافع حرم دارد، اکثر دوستانش یا در حال رزمندویا شهید شده اند.
تا الان من اجازه نداده بودم. و مسوولیتش در قبال من و بچه ها رو پیشمی کشیدم.
حتی الات هم زمزمه های رفتن دارد و من رفتن را منوط به پرداخت تمامبدهی ها و مهیا کردن یک رفاه ابتدایی برای من وبچه ها کرده ام.
قضیه این فرد شرور که پیش آمد بدنم لرزید ، مرگی غیر از شهادت بابیشترین خسران.
تمام آیات زیر کاملا شفاف به تمام سوالات من پاسخ داده.
در حال کلنجار با خودم هستم نکنه این وضعیت مالی که برامون پیش آمدهشاهدی است بر صدق آیات زیر وتطابقش با زندگی من؟!!!
نکنه تصمیم احساسی و هیجانی بگیرم در این شرایط؟!!!
آنچه در آيات فوق مىخوانيم مفهومش بريدن پيوندهاى دوستى و محبت باخويشاوندان و ناديده گرفتن سرمايههاى اقتصادى و سوق دادن به ترك عواطف انسانىنيست، بلكه منظور اين است كه بر سر دو راهيها نبايد عشق زن و فرزند و مال و مقام وخانه و خانواده مانع از اجراى حكم خدا و گرايش به جهاد گردد و انسان را از هدفمقدسش باز دارد.
لذا اگر انسان بر سر دو راهى نباشد رعايت هر دو بر او لازم است.
آیا مابر سر دوراهی هستیم؟
من در این شرایط باید چه کار کنم؟
-------------------------------------------------------------------
(آيه 20)- در اين آيه به عنوان تأكيد و توضيح مىفرمايد: «كسانى كهايمان آوردند، و هجرت نمودند، و در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند، اينها درپيشگاه خداوند مقامى برتر و بزرگتر دارند»
«و اينها به افتخار بزرگى نائل شدهاند»
(آيه 21)- در اين آيه مىگويد خداوند سه موهبت بزرگ در برابراين سه كار مهم (ايمان، هجرت و جهاد) به آنها مىبخشد:
1- «پروردگارشان آنها را به رحمت گسترده خود بشارت مىدهد» و از آنبهرهمند مىسازد
2- «آنها را از رضايت و خشنودى خويش بهرهمند مىكند»
3- «و باغهايى از بهشت در اختيار آنها مىگذارد كه نعمتهايش دائمى وهميشگى است»
(آيه 22)- در اين آيه براى تأكيد بيشتر اضافه مىكند: «جاودانهدر آن تا ابد خواهند ماند». «زيرا نزد خداوند پاداشهاى عظيم است» كه در برابراعمال بندگان به آنها مىبخشد
(آيه 23)- همه چيز فداى هدف و براى خدا! آخرين وسوسه وبهانهاى ممكن بود براى گروهى از مسلمانان در برابر دستور پيكار با بت پرستانپيدا شود- و طبق بعضى از تفاسير پيدا شد- اين بود كه آنها فكر مىكردند كه از يكسو در ميان مشركان و بت پرستان، خويشاوندان و بستگان نزديك آنها وجود دارند و اگربنا شود با همه مشركان پيكار كنند بايد از خويشاوندان و قبيله خود چشم بپوشند! ازسوى ديگر سرمايهها و تجارت آنان تا حد زيادى در دست مشركان بود، با آمد و شد آنهابه مكّه آن را رونق مىبخشيدند.
و از سوى سوم خانههاى مرفّه و نسبتا آبادى در مكّه داشتند كه درصورت درگيرى با مشركان ممكن بود به ويرانى بكشد.
آيه شريفه با بيان قاطعى به اين گونه اشخاص پاسخ صريح مىدهد، نخستمىگويد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! پدران و برادران خود را در صورتى كه كفررا بر ايمان مقدم دارند يار و ياور و متحد و ولى خود قرار ندهيد» سپس به عنوانتأكيد اضافه مىكند: «كسانى كه از شما آنها را به يارى، دوستى و ولايت برگزينندستمگرند» چه ظلمى از اين بالاتر كه انسان با پيوند دوستى با بيگانگان و دشمنان حق،هم به خويشتن ستم كند و هم به جامعهاى كه تعلق به آن دارد، و هم به فرستاده خدا!
(آيه 24)- در اين آيه به خاطر اهميت فوق العاده موضوع، همينمطلب با شرح و تأكيد و تهديد بيشترى بيان مىشود، روى سخن را به پيامبر كرده،مىفرمايد: «به آنها بگو: اگر پدران، و فرزندان و برادران و همسران و طايفه شما، واموالى كه به دست آوردهايد، و تجارتى كه از كساد آن بيم داريد و مساكن مرفهى كهمورد رضايت و علاقه شماست، در نظرتان محبوبتر از خدا و پيامبر او و جهاد در راهشمىباشد، در انتظار باشيد كه مجازات و كيفر شديدى از ناحيه خدا بر شما نازل گردد
و از آنجا كه ترجيح اين امور بر رضاى خدا و جهاد يك نوعنافرمانبردارى و فسق آشكار است و دلباختگان زرق و برق زندگى مادى شايستگى هدايتالهى را ندارند در پايان آيه اضافه مىكند: «و خداوند گروه نافرمانبردار را هدايتنمىكند»
آنچه در آيات فوق مىخوانيم مفهومش بريدن پيوندهاى دوستى و محبت باخويشاوندان و ناديده گرفتن سرمايههاى اقتصادى و سوق دادن به ترك عواطف انسانىنيست، بلكه منظور اين است كه بر سر دو راهيها نبايد عشق زن و فرزند و مال و مقام وخانه و خانواده مانع از اجراى حكم خدا و گرايش به جهاد گردد و انسان را از هدفمقدسش باز دارد.
لذا اگر انسان بر سر دو راهى نباشد رعايت هر دو بر او لازم است.
آيات فوق به عنوان يك شعار، بايد به تمام فرزندان و جوانان مسلمانانتعليم گردد تا روح فداكارى و سلحشورى و ايمان در آنها زنده شود، و بتوانند دين خداو ميراثهاى خود را پاسدارى كنند.
(آيه 25)- انبوه جمعيت به تنهايى كارى نمىكند: در آيات گذشتهديديم كه خداوند مسلمانان را دعوت به فداكارى همه جانبه در مسير جهاد و برانداختنريشه شرك و بت پرستى مىكند، و به آنها كه عشق زن و فرزند، اقوام و خويشاوندان، ومال و ثروت آن چنان روحشان را فراگرفته كه حاضر به فداكارى و جهاد نيستند، شديدااخطار مىكند.
به دنبال آن به مسأله مهمى اشاره مىكند كه هر رهبرى در لحظات حساسبايد پيروان خود را به آن متوجه سازد، و آن اين كه: اگر عشق مال و فرزند گروهى ازافراد ضعيف الايمان را از جهاد بزرگى كه با مشركان در پيش داشتند باز دارد، نبايدگروه مؤمنان راستين از اين موضوع نگرانى به خود راه دهند، براى اين كه خداوند نهدر آن روزهايى كه نفراتشان كم بود (مانند ميدان جنگ بدر) آنها را تنها گذارد، و نهدر آن روز كه جمعيتشان چشم پر كن بود (مانند ميدان جنگ حنين)، انبوه جمعيت دردى رااز آنها دوا كرد، بلكه در هر حال يارى خدا و مددهاى او بود كه باعث پيروزيشان شد
لذا نخست مىگويد: «خداوند شما را در ميدانهاى بسيارى يارىكرد»
عدد ميدانهاى نبرد اسلام و كفر در زمان پيامبر به هشتاد مىرسد.
سپس اضافه مىكند: «و در روز حنين شما را يارى نمود، در آن روز كهفزونى جمعيتتان مايه اعجاب شما بود ولى هيچ مشكلى را براى شما حل نكرد»
تعداد لشكر اسلام را در اين جنگ دوازده هزار نفر نوشتهاند كه در هيچيك از جنگهاى اسلامى تا آن روز اين عدد سابقه نداشت، آن چنانكه بعضى از مسلمانانمغرورانه گفتند: هيچ گاه با اين همه جمعيت امروز شكست نخواهيم خورد! اما اين انبوهجمعيت كه گروهى از آنها از افراد تازه مسلمان و ساخته نشده بودند، موجب فرار لشكرو شكست ابتدايى شدند.
اين شكست ابتدايى چنان بود كه قرآن اضافه مىكند: «و زمين با آن همهوسعتش بر شما تنگ شد» «سپس پشت به دشمن كرده و فرار نموديد»
(آيه 26)- در اين موقع كه سپاه اسلام در اطراف سرزمين حنين پراكندهشده بود، و جز گروه كمى با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باقى نمانده بودند، وپيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به خاطر فرار آنها شديدا نگران و ناراحت بود،«خداوند آرامش و اطمينان خويش را بر پيامبرش و بر مؤمنان فرستاد»
«و هم چنين لشكريانى كه شما نمىديديد، (براى تقويت و ياريتان)فرو فرستاد»
و در پايان نتيجه نهايى جنگ «حنين» را چنين بيان مىكند: «خداوندافراد بىايمان و بت پرست را كيفر داد»گروهى كشته و گروهى اسير و جمعى پا به فرارگذاردند آن چنان كه از دسترس ارتش اسلام خارج شدند.
«و اين است كيفر افراد بىايمان»!
(آيه 27)- ولى با اين حال درهاى توبه و بازگشت را به روىاسيران و فراركنندگان از كفار باز گذارد كه اگر مايل باشند به سوى خدا باز گردند وآيين حق را بپذيرند، چنانكه قرآن مىگويد: «سپس خداوند بعد از اين جريان توبه هركس را بخواهد (و او را شايسته و آماده براى توبه واقعى بداند) مىپذيرد»
«چرا كه خداوند آمرزنده و مهربان است»
و هيچ گاه درهاى توبه را به روى كسى نمىبندد، و از رحمت گسترده خودكسى را نوميد نمىسازد.
(آيه 28)- مشركان حق ورود به مسجد الحرام را ندارند! يكى ازفرمانهاى چهارگانهاى كه على عليه السّلام در مراسم حج سال نهم هجرت، به مردم مكّهابلاغ كرد اين بود كه از سال آينده هيچ يك از مشركان حق ورود به مسجد الحرام وطواف خانه كعبه را ندارد، اين آيه اشاره به اين موضوع و فلسفه آن كرده، مىگويد:«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! مشركان آلوده و ناپاكند، بنابراين نبايد بعد ازامسال نزديك مسجدالحرام شوند»
سپس در پاسخ افراد كوته بينى كه اظهار مىداشتند اگر پاى مشركان ازمسجد الحرام قطع شود، كسب و كار و تجارت ما از رونق مىافتد، و فقير و بيچارهخواهيم شد، مىگويد: «و اگر از فقر و احتياج مىترسيد، به زودى خداوند اگر بخواهداز فضلش شما را بىنياز مىسازد» همان گونه كه به عالىترين وجهى بىنياز ساخت، وبا گسترش اسلام در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سيل زائران خانه خدا به سوىمكّه به حركت در آمد، و اين موضوع تا به امروز ادامه دارد، و مكّه كه در ميان يك مشت كوههاى خشك و سنگلاخهاى بىآب و علف است، به صورت يك شهر بسيار آباد و يك كانون مهم داد و ستد و تجارت درآمده است.
و در پايان آيه اضافه مىكند: «خداوند دانا و حكيم است» و هر دستورىمىدهد بر طبق حكمت است و از نتائج آينده آن كاملا آگاه و با خبر مىباشد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)