Baran82 عزیز ممنونم از اظهار همدردیت و انرژی مثبتت. به نظر منم طلاق آخرین راهه.
واقعیت اینه که فکر کنم مسائلم رو درست شرح ندادم. به نظر منم کادو و پاگشا و زیر لفظی و هزار تا چیز دیگه ذره ای اهمیت نداره. برام اهمیت نداشت که بعد از هرکدومش اصلا چیزی نمیگفتم و سکوت میکردم. حتی ناراحت نمیشدم و میگذاشتم به پای اختلاف فرهنگی. ولی این ناراحتی ها م زمانی ایجاد شد که دیدم درست در موقعیتی که اونها با رفتارشون بی احترامی کردن و من با بزرگی نادیده گرفتم و سکوت کردم مادرش دقیقا نسبت به همون رفتار بعد از چند وقت طلبکار میشه! اصطلاحا دست پیش رو میگیره که پس نیفته! و بدتر از اون اینکه شوهر من که اصلا اهل این خاله زنک بازیها نیست صرفا به خاطر اینکه احترام مادرش رو حفظ کنه ناحق ترین حرفهای اون رو تایید میکنه و اینه که من رو اذیت میکنه و مجبورم میکنه اون خاطرات رو براش نبش قبر کنم که توجیه بشه وگرنه مزخرفات مادرش رو باور میکنه.
متاسفانه من بدجنس ترین مادرشوهر دنیا رو دارم اینقدری که هرکس فقط یکبار قیافه ش رو دیده گفته خدا به عروسش رحم کنهJ
در مورد کنترل خشم قبول دارم . به قول همسرم من زبون نیش داری دارم البته باور کنید این برای همه نیست اما اگر جایی بی انصافی و بی عدالتی ببینم دست خودم نیست بدون هیچ توهین و فحاشی چیزایی به طرف میگم که تا ابد نمیتونه فراموش کنهL
سعی میکنم توصیه تون رو گوش کنم. من هم متقابلا برای شما و زندگیتون آرامش پایدار از خدا میطلبم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)