اول اینکه سن سی سالگی یا هر سن دیگه ای ملاک مقایسه ای مناسبی برای ازدواج کردن یا نکردن نیست.
بلوغ فکری ،بلوغ جسمی ، بلوغ عاطفی ملاک مهمتری هست تا فقط سن تقویمی.
بعضی ها مثل شما کیس مناسب خیلی سخت براشون پیدا میشه. برای اینکه ازدواج کنید باید معیارهای واقع بینانه داشته باشید.
بعضی معیارها رو نمیشه حذف کرد. ولی بعضی هاو میشه با گفتگو و رسیدن به یه توافق باهاش کنار اومد.
اینکه میگید پسرا به عنوان معشوقه بهتون نگاه میکنن، خب ممکنه به خاطر سبک آشنایی تون با آقایون باشه. مثلا پسری که بدون شناخت کافی و در نگاه اول میاد و پیشنهاد دوستی میده یا حتی هدفش رو ازدواج عنوان میکنه، مشخصه که در واقع کیس مناسبی برای ازدواح نیست. اگر هم خودش هدفش رو میگه ازدواج ، نباید باور کنید. هدف اصلی اش چیز دیگه ای هست.
کسی که بخاد ازدواج کنه، باید به طور رسمی اقدام کنه و مثلا با خانواده اش بیاد خواستگاری.
شما با این موارد که فرمودید، چطوری آشنا میشید؟ خانواده پسر و خانواده شما در جریان رابطه تون هستند؟ معمولا پسرا وقتی می بینن یه دختری خانواده اش از رابطه شون بی خبرن، پیشنهادات ناجالب زیاد میدن. مثلا میگن یه مدت باهم باشیم بببینیم به هم میخوریم یانه !؟ یا میگن رابطه داشته باشیم تا صمیمیتمون بیشتر بشه و .... . وقتی بدونن یکی از این رابطه با خبره دیگه همچین چیزایی نمیگن اگه قصدشون حقیقتا ازدواج باشه ، فورا اقدام به ازدواج و خواستکاری رسمی میکنن.
پرده پرده آنقدر از هم دریدم خویش را
تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را
خویش خویش من هم اکنون از در صلح آمدست
جمله گوش از غیر بستم تا شنیدم خویش را
خویش خویش من مرا و هرچه من ها بود سوخت
کشتم او را و زخاکش پروریدم خویش را
معنی این خویش را از خویش خویش خود بپرس
خویش بینی را گزیدم تا گزیدم خویش را
ویرایش توسط من می دونم : پنجشنبه 31 تیر 95 در ساعت 17:17
علاقه مندی ها (Bookmarks)