سلام
الان من میتونم از مشق های دیروز شما( تاپیک های معرفی شده) چندتا سوال بپرسم؟!
خوب قطعا نمیتونم، چون نخوندینش هنوز
----------
نگاه کنید معیار های شما معیار های منطقی هستن و نمیشه گفت سخت گیر هستین. از قلم شما اینجور بر میاد که ادم با سوادی باشین و لزوما فهمیده!
ولی احساس میکنم کمی معیار های شما بوی واقع گرایی نمیده، کما اینکه بسیار خوب طبقه بندی کردین. این که میگم واقع گرا نیست به خاطر این موضوع هست که احتمالا در قبال افراد زیادی از این معیار ها استفاده نکردین.
به نظرم اگر موردی باشه که تو نگاه اول به دل شما از نظر شخصیتی و خانوادگی و ظاهری بشینه، درصد زیاد از معیار های شما رو پاس میکنه.
از طرفی من معیار های شما رو سخت گیرانه نمیدونم و چون دقیقا اکثر زوجین که مشکل دارن ، از سر همین موضوع ها که شما مطرح کردین ضربه خوردند.
اینجا دوتا دیدگاه مطرح میشه:
1 - ازدواج به هر قیمتی به دلیل بالا رفتن سن
2- ازدواج به شرط پاس شدن یکسری معیار های منطقی و عقلانی بدون در نظر نگرفتن سن
که شخصا با گزینه دو موافقم و لزومی نداره خودتون رو تو چاه بندازید. پس ملاک های خوبی دارید.
--------
یک موضوعی که باقی میمونه بالا رفتن سن هست.
به نظر من این بالا رفتن سن، بیشتر ساخته ذهن ما انسان ها به خصوص جامعه زنان هست. یعنی خود شما بانوان این سن سی سالگی رو حد و مرز بحران تعیین کردید.( البته با فیزیولوژی جسمی و نیاز عاطفی و جنسی کاری ندارم)
.
پیشنهادم اینه که تا مورد مناسبی که بشه باهاش تا اخر عمر زندگی کرد، دست به انتخاب نزنید.
------------
ولی فکر میکنم موضوع اصلی شما دیده شدن و خواستگار داشتن هست.
که در ادامه نظرم رو خواهم نوشت.









علاقه مندی ها (Bookmarks)