سلام 16 سالمه
نمیدونم از چی و کجا بگم براتون
خسته ام از همه....هیچکس منو نمیخواد برای هیچکس ارزش ندارم
افسرده ام...ده ماهه افسرده ام...از مدرسه نامه دادن برم مشاور چون تو یه ماه چندتا خودکشی ناموفق داشتم
خودمم خیلی به مادرم اصرار کردم که بریم ولی ظاهرا تو این خوووونه همه چیز و همه کس مهمن جز من
سه روز تو اتاق بودم هیچییی نخوردم نیومدن ببینم زنده ام مردم نیومدن بپرس چه مرگته تو
هیچ محبتی نمیبینم...محبت هم که میکنم پسم میزنن...میرم بوسشون کنم نمیذارن
چند ساله با هم تفریح نرفتیم...نرفتیم یه جا شام بخوریم یه سینمایی بریم
پدرم که صبح تا عصر سرکاره عصر تا شبم با دوستاش میرن دنبال کارای ساختمونی که قراره بسازن
مامانمم که صبح تا ظهر خوابه بعد از ظهرم پامیشه گیره خونه دوستاش تا شب ساعت 11
چقدرررر بهش گفتم بیا یه عصر بریم بیرون ولی ظاهرا با دوستاش بودن رو به با من بودن ترجیح میده
وای هیچ کسسسسس به اندازه من خودکشی ناموق نداشته...همه راهارو رفتم قرص تیغ سرنگ هوا خفگی...ولی نمیدونم چراااااا نمیشههههه
اینقدررر قرص خوردم که دیگ هیچچچ قرصی روم اثر نداره
دیگه هییییییچیی تو زندگی نمیخوام جز مرگ...
واقعا من نمیدونم چیکار کردممممم که باید تاوان بدم
یک ماهیم هست وقتی حالم خیلی بد میشه به جای گریه کردن یه سیگار میکشم
میشه کمکم کنید؟

- - - Updated - - -

الان واقعا بی کسی رو با تمام سلولای بدنم حس میکنم
تورو خدا یه راه مطمن واسه خودکشی بهم بگین که بیشتر از این عذاب نکشم
اینقددر گریه کردمکه تو دو ماه شماره چشمم از صفر شد دو