درود بر سورنای ارجمند و ستاره خانم که خیلی خیلی دلم برایشان تنگ شده بود،خیلی چاکریم خانم ستاره
سورنا جان از مهربانی و نیک خواهیت بسیار سپاسگزارم و می ترسم با این لطف سرشارت به خود غره شوم که چنین مباد و همدرد فابریکم ستاره خانم خواهش می کنم بیشتر باشید و یشتر از بیشتر سخن بگویید که بنده شما را مصداق همان رهرو پیوسته و آهسته و نرمخو و میانه رو می دانم.
به خدا اگر باشید-دستکم هفته ای چند بار-بر غنای سایت می افزایید و البته شنوندگی با گویندگی و نویسندگی بهتر است و دیگر آنکه به عادت دیرین(بیشتر اوقات دوست دارم به کودکی برگردم و به گذشته) با دیدن نوشتار شما حالتی از غم من را فرا گرفت:برای روزهای نخست این سایت و عمر از دست رفته . . . .و اندکی پشیمانی برای مجادلات بیهوده که خوب *قید اندکی* به دلیل لازم بودن برخی از آنها بود.