1- مشاوران برای حل مشکلات مراجعان ، آنها را با پتانسیل های خود مقایسه نمی کنند و رهکارها متوازان با استعداد و توانمندی خود مراجع بررسی می شود.
ممکن است مشاور خود سعه صدر کم داشته باشد. انعطاف پذیریش کم باشد. و استمرار در کاری نداشته باشد و نتوان یک راه حل را خوب پیاده سازی کند، نباید این حق را از مراجع بگیرد. باید به مراجع راهکارهایی که نیاز به سعه صدر دارد توصیه کند. حالا این مراجع هست که پیاده سازی می کند.
بر این اساس ممکن است حتی اگر یک مشکلی برای خود مشاور پیش بیاید به خاطر ضعف شخصی اش نتواند حل کند اما مراجع با گرفتن آن راهکار مشکلش را حل کند.
لینک تاپیک: http://www.hamdardi.net/thread31830-17.html#post319426
2- همیشه وظیفه نداریم به هر قیمتی دیگران را از خطایشان در بیاوریم مخصوصا وقتی خودشان نمی خواهند.
+ صداقت شاید در زمان حال و کوتاه مدت تصور کنیم خسارت و ضرر دارد. لیکن در دراز مدت از شما ستونی مثل کوه می سازد که همه به شما تکیه کرده و اعتماد می کنند و هر وقت در هر چیزی مردد شوند ، می گویند برویم نزد فلانی که حرفش سکه است.
لینک تاپیک: http://www.hamdardi.net/thread31830-17.html#post319481
3- قهر، جدایی و متارکه برای طلاق مناسب هست.
اگر کسی همه اقدامات کرد و قطعا خواست طلاق بگیرد و تردیدی نداشت، می تواند جدا زندگی کند.
اما کسی که هنوز مردد هست و می خواهد راهکارهای مختلف را هنوز بررسی کند نیاز به حضور همسرش دارد.
+ همیشه این را به زوجین مشکل دار گفته ام:
برای ادامه زندگی نیاز به قدرت و قوی بودن دارید، اما برای طلاق و جدایی باید قویتر و قدرتمندتر باشید.
+ غالبا زوجین مشکل دار، طلاق را نه به صورت یک انتخاب قدرتمندانه، بلکه به عنوان یک فرار ذلیلانه از مهلکه انتخاب می کنند. یعنی موقتی می خواهند از یک مخمصه خلاص شوند، غافل از آنکه به خاطر ضعفشان، پس از طلاق متوجه می شوند که مشکلاتی شدیدتر وجود دارد و آنها ناتوان از مقابله با آن هستند.
لینک تاپیک: http://www.hamdardi.net/thread32052-2.html#post320642
4- معمولا عشاق فقط کسانی را دوست دارند که راه رسیدن را نشان دهد. و گوش شنوایی برای دیگران ندارند.
+ معمولا ارتباطات عشق محور و علاقه محور و احساس محور پیش آگهی منفی از یک ازدواج مناسب دارد. یکی از مهمترین دلایل رشد روزافزون طلاق و از آن مهمتر طلاق های عاطفی و بحث روز افزون مشکلات و مسائل آن ، ازدواج هایی هست که وابستگی مقدم بر شرایط طرفین و شناختهای کامل طرفین هست. چون این وابستگی های احساسی به شیوه قدرتمندانه ای عنان منطق، تجربه و شیوه استدلال را در اختیار خود می گیرد و عدم تناسب ها را تناسب ، ضعف ها را موقتی و ضعیف و قابل حل نشان می دهد و نقاط مثبت را با ثبات و دائمی ظهور می دهد.
هر چه فرایند شناخت بر اساس واقعیات و شرایط صحیح طرفین بنا شود و علاقمندی تدریجی و پس از این مرحله پیش بیاید ، ازدواج صحیح تر صورت می گیرد.
لینک تاپیک: http://www.hamdardi.net/thread32298-3.html#post322181
5- حداقل تغییری که یک فرد خیلی نیاز دارد. تغییر حال بدش به حال خوب هست.
لینک تاپیک: http://www.hamdardi.net/thread32052-3.html#post322424
تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)