نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
سلام

برای شوهرت خیلی سنگین بوده که بقیه بدونن خواهرش را از خونه اش بیرون کرده.
الان هم درگیر این مشکله.
می خواسته اون موضوع را مخفی نگه داره ( که اعتبار و غیرت و غرورش پیش دیگران زیر سوال نره) ولی حالا که موضوع گفته شده، نمی تونه باهاش کنار بیاد.

فکر می کنه راهش اینه که از شما جدا بشه.
همونقدر که روی شما غیرت داره، روی خواهرش هم داره.
شاید توی خانواده و فرهنگشون خیلی زشت باشه که خواهرش جدا زندگی کرده توی آلمان ( گفتید خیلی اختلاف فرهنگی دارید)

به نظر من یه کم فاصله بگیر و بهش فرصت بده با موضوع کنار بیاد.
اگه کمتر جر و بحث کنی و کمتر خواهش و التماس ... بهتره.

خودت هم گفتی که بعد اون دعوا، هیچوقت نخواست در موردش صحبت کنیم. شاید اخلاق همسرت اینه که باید با خودش و توی خلوت خودش مشکل را حل کنه.
نیازی به صحبت و گفتگو در موردش نداره.




متاسفانه دقیقا همینطوره که میگین
اما مشکلی که وجود داره اینه که من فک نمیکنم بتونه تو تنهاییش مشکل و حل کنه
همون طور که خودم بعد از یه هفته بش پیام دادم که یا خونه نیا یا شبو دیگه جدا نخواب و اون شب ایشون تصمیمشو گرفت ،و اگه تا یک ماه دیگه هم بش پیام نمیدادم همچنان رو کاناپه میخوابید
ب نظر من اگه الان میخواد تنها باشه به خاطر این نیس ک مشکل و حل کنه ،میخواد بش فک نکنه و بتونه با تنهاییش و فک نکردن زندگیشو کنه و ببینه بقیه چکار میخوان بکنن

و متاسفانه هر روز این دوری مثل سم داره به احساس هردومون نسبت به هم لطمه وارد میکنه
بله منم سه هفتست هیچ تماسی باش نداشتم و بار اخر هم گفتم اگه تصمیمت جدایی باشه منم میرم دنبال کارای دانشگام ولی کنارشم گفتم این زندگی قابل ساختنه
از طرفی هم تحمل این شرایط واقعا برام عذاب اوره