سلام
تاپیک بینهایت زیباییه، کلی اختلاف نظر و مهم تر از اون تجربیات و نظرات گرانبهای تک تک عزیزان، از استارتر محترم خیلی متشکرم بابت تاپیک پر بارشون. اقا شهروز قراره شما تا لحظه ی مرگ کنار خانومتون و فرزندانتون زندگی کنید نه کنار خانواده تون، قراره فرزند یا فرزندان شما با شما و همسرتون زیر یک سقف زندگی کنن نه با افراد دیگه، شما هر روز همسرتون و فرزندانتون رو میبینین نه افراد دیگه رو، خانواده ی شما الان همسرتون هستن در درجه ی اول و بعد پدر و مادرتون، درسته از دید شما پدر و مادرتون هویت شما هستن اما!!! رفتار شما شبیه رفتار پدرم هست که بسیار زشت و آزار دهنده س و من اصلا خاطره ی خوشی از این رفتار ندارم. اینکه متعصبانه بگین چون پدر و مادر و خواهر و برادرمن و هویتمن باید هر کاری کردن هیچی نگیم و بشینیم نظاره گر باشیم اونا هر بی احترامی ای به ما بکنن و ما فقط گردن خم کنیم و جلوشون کوتاه بیایم یک رفتار غیر قابل تحمله، شما در انتخاب اون 4 نفر هیچ اختیاری نداشتین و فقط به خاطر یه نسبت خونی (واقعا کم ارزش) دارید تحملشون میکنید ولی همسرتونو با کلی بررسی و از بین هزاران دختر موجود انتخاب کردین که به حق باید قابل ستایش از طرف شما باشن چون بهترین گزینه از بین تمام موارد موجود در اطرافتون برای شما بودن، این مدل رفتار برای من اصلا قابل هضم نیست مخصوصا الان که دکترم و از همه انتظار احترام دارم چون به همه احترام میذارم به دلیلی شخصیت و پریستیج خودم، گاهی برام سوال میشه مادرم چطور تونسته سالها این مدل متعصب بودن ها رو تحمل کنه و چه زجری کشیده و گاهی فقط دلم براش میسوزه اما از پدرم هم من و هم برادرم برای سالها رفتار این مدلی دلگیریم. خواهش شما همسرتونو به همه ی دنیا ترجیح بدین اما احترام مادر و پدرتونو هم داشته باشین ولی بهشون تذکر بدین که همسرم یعنی من بی احترامی به اون یعنی بی احترامی به من.








علاقه مندی ها (Bookmarks)