دوست عزیز
به نظر من رفتارهای شوهرت درسته خیلی ایراد داره ولی رفتارهای شما هم نرمال و درست نیست.
وقتی اون میگه وقتی اومدم خونه دیدم نیستی ناراحت شدم بجای اینکه کمی خودت را لوس کنی
براش ناز کنی از خصلتها و مهارتهای زنونه ات مایه بزاری شروع میکنی به شکایت و پرونده های
گذشته و ناراحتیهات را رو میکنی اگر میخواهی باهاش ادامه بدی باید باسیاست و بدون به رو
اوردن بدیهای اون و ناراحتیهات با مهربونی و سنجیده عمل کنی تا کم کم انقدر شیفته ات بشه
که دور خیانت و کارهاش بدش را خط بزنه و جذبت بشه بطوریکه مثل همون 5شنبه گذشته
بی تابت باشه و سراغت را بگیره.
ولی اگر لحظاتی را که جذبت شده را با گله و شکایت و اشک و اه باشی فقط سم پاشی کردی و
همون یک ذره امید را هم تبدیل به دافعه و حسهای منفی در اون کردی.
به نظر من زمانهایی با اون روبرو شو که مملو از انرژی مثبتی و میتونی از عشق و مهربونیت سیرابش کنی
در غیراینصورت طرفش نرو و به هیچ وجه گله و شکایت نکن.
اگرم واقعا نمیتونی با خودت کناربیای و خیانتهاش را ببخشی زودتر از اینکه خودت را از پا دربیاری از این رابطه
بیا بیرون چون اینطور که پیداست اون یا حنای شاد و خوشحال و راضی را میخواد یا میره سمت کس دیگه ای
که بدون غرزدن سرویس خوبی میده. پس تصمیم قطعی را باخودت بگیر این مرد فعلا در این شرایط
اهل نازکشیدن و برطرف کردن سوتفاهمات یا اشتباهاتش نیست و ادامه این راه تیرخلاص این رابطه است.









علاقه مندی ها (Bookmarks)