به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 59

Threaded View

  1. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 آبان 96 [ 14:59]
    تاریخ عضویت
    1395-7-04
    نوشته ها
    137
    امتیاز
    3,161
    سطح
    34
    Points: 3,161, Level: 34
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    140

    تشکرشده 180 در 79 پست

    Rep Power
    32
    Array
    ممنون حنا جووون
    خیییییییییییییلیییییییییی ییی سخته.............من شبا خواب ندارم، سر کارم اصلا تمرکز ندارم ، نمیتونم کارهای شرکت رو انجام بدم ، تنها دلخوشیم شده همین سایت، (من توی یک فامیلی هستم که خیلی با هم رفت و آمد داریم، مرتب از سمت خاله ها و عموها و بقیه.....باهام تماس میگیرن احوال پرسی و همش از شوهرم میپرسن و همشون فکر میکنن من اینجا دارم با همسرم زندگی میکنم و همه میپرسن کی عروسیته و....چند روز پیش مادربزرگم زنگ زده بود و میگفت گوشی رو به بده شوهرت، باهاش احوال پرسی کنم!!!!!منم به دروغ گفتم سر کاره.......)حالا نمیدونم چطوری به این فامیل بگم !!!!!!!!!آخه من همیشه شوهرم رو تو جمع و فامیل خیلی بالا میبردم و ازش تعریف میکردم (با تمام عیب هاش ،نمیزاشتم کسی بفهمه)ولی الان چطور علنی کنم و بگم دارم جدا میشه.......یه عالمه سوال از سمت فامیل میاد جلوم....گوشی من زنگ بارون میشه و همه میخان همدردی کنن و من اعصابم بیشتر خورد میشه..........من فقط بخاطر همین که تنها باشم توی همون شهری که یکساعتی شهر خانواده ام هست (همون جا که سر کارم)موندم و از پیش شوهرم رفتم و همخونه شدم با دو نفر کارمند خانم مجرد(البته فکر کنم تا الان شوهرم رفته شهر خودشون دیگه)....چون حس میکنم توانایی اینکه کارمو ول کنم و برم خونه مامانم و با انبوهی نگاه دلسوزانه و حرف مردم روبرو بشم رو ندارم(تو خونه مامانم رفت و آمد زیاده)....حتی نمیتونم تو جمعی که فامیل باشن شرکت کنم...شکست رو دارم حس میکنم(تو فامیل همه فکر میکردن من یه دختر عاقل و فهمیده هستم و بهترین انتخاب رو داشتم...با اینکه تو فامیل خواستگار داشتم و قبول نکردم !!!!که باز حرف و حدیث ها شدید تر میشه)دارم دیوونه میشم....فکرهایی که از سمت شوهرم دارم یه طرف، حرف فامیل هم یه طرف ...همه چی مثل خوره افتاده به جوووووونم....همیشه سر جا نماز دعا میکنم خدایا هیچ زنی رو از شوهرش نامید نکن...خدایا دختری که با امید و آرزو وارد خونه شوهر میشه رو نامید نکن...محبت تمام زن و شوهرها رو تو دل هم بنداز...خدایا معجزه کن همه مردها و زن ها رو که باعث ناراحتی و عذاب طرف مقابل نشن...خیلی سخته...هیشکی حال منو نمیفهمه

  2. 3 کاربر از پست مفید haniye68 تشکرکرده اند .

    tavalode arezoo (دوشنبه 10 آبان 95), میشل (دوشنبه 10 آبان 95), زن ایرانی (دوشنبه 10 آبان 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.