به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 04 [ 00:04]
    تاریخ عضویت
    1395-1-10
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    8,703
    سطح
    62
    Points: 8,703, Level: 62
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    69

    تشکرشده 50 در 35 پست

    Rep Power
    23
    Array
    بچه ها خيلي ممنون ازجواب همتون
    واقعاراست ميگم...بنظرم شمادوستان خوب تااينجاراهنمايي لازم وخوب به اندازه كافي رو بهم دادين
    من خودم خيلي فكركردم ...ويه تصميمياتي گرفتم
    بابت مشكل قائدگي: همونطور كه خواهرم مثل من مشكل قائدگي داشته البته من شديدتر...وبعدازشش سال تونست بچه دار بشه...ازهمين الان قرصهايي كه دكتر داده روميخورم بعداازازدواج ازروشهاي طبيعي جلوگيري ميكنم...سعي ميكنم داروهاي عطاري بخورم....(شنيدم خيلي تاثيرداره مخصوصا رازيانه)زيادبه خودم استرس وارد نكنم وعصبي نشم....چون من بينهايت عصبي ميشم
    سعي دارم بعداازازدواجم خودم باخوندن كتاب وباشگاه سرگرم كنم...بينهايت تشنه كتابم....چندتاكتاب دارم كه خريدم ولي چون هيچ وقتي براي خودم ندارم نتونستم بخونم...اميدوارم بعداازدواج بعدازظهرهاكه خونم روحم باين چيزهاتقويت كنم
    درمورد بكارت تصميم گرفتم بدون اينكه برگه بگيرم يااينكه موضوع رو بهش بگم باهاش رابطه جنسي روبرقراركنم...خيلي فكركردم بنظرم اگه ازالان بهش بگم ممكنه به اون استرس واردميكنم
    فكور وشيدا جان درمورد قضيه بستني بله منم يدفعه عصبي شدم...ولي همون لحظه خنديدم وازدلش دراوردم...نزاشتم بااوقات تلخي گوشي رو قطع كنيم...تازه هم بهش زنگ زدم كه بهش بگم ازسركارت بيا دنبالم (راننده سرويس محل كارم رفته مرخصي ومن مجبورم خودم تنهايي برم خونه) ازروز جمعه تاالان شوهرم نديدم فرصت روغنيمت شمردم كه الان بياد باهم برگرديم خونه وهمديگررو ديده باشيم...ازش كه پرسيدم كه چه موقع تموم ميكني گفت خيلي كاردارم هنوز تمومشون نكردم شايد ده شب...ديگه حرفم نزدم...بهش گفتم دلم برات خيلي تنگ شده بود وخواستم صدات بشنوم
    درمورد مزاحمت اون پسره...من اصلا يه نگاه بهش نكردم...ومحل ندادم ولي درونم پرازخشم وتنفرشد...ديگه توش موندم به شوهرم بگم يانه ولي ترجيج ميدم ديگه نگم
    ویرایش توسط tanin_eshgh : چهارشنبه 12 آبان 95 در ساعت 19:38


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بدهكاري همسرم و قرض كردن چيكار كنم؟
    توسط Maleka در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 دی 95, 15:01
  2. شما جاي من بودين چي كار ميكردين
    توسط sepide2 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: شنبه 04 خرداد 92, 15:23
  3. پاسخ ها: 42
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 دی 91, 13:13
  4. با مامانم چيكار كنم ؟
    توسط حنان در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 فروردین 88, 19:55
  5. نميدونم چيكار كنم؟
    توسط ساقی جان در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 08 فروردین 87, 07:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.