اگه میتونی پیش یه روانشناس برو به همسرت با عملت نشون بده که داری تلاش میکنی برای حفظ زندگیت.اگه نتونی استپی به افکارت بدی همسرت رو واقعا از خودت دلزده میکنی.زندگی با کسی که افکار وسواسی داره خیلی سخته این که مدام قرار باشه بهش توضیح بدی. وقتی کار بدترمیشه که این افکار رو خانم داشته باشه اونم تو فرهنگ ما که مردا اصولا نه توضیح میدن برای کاراشون ونه دوست دارند مورد بازخواست قرار بگیرند.بذار مثالی از زندگی خودم بزنم همسرمن باخونوادم شدیدا مشکل داره تاجایی که یه مدت نمیگذاشت منم ببینمشون.چهارسال پیش مامانم یه تومور داشت که برای عملشم نگذاشت ببینمش وقتی برای باردوم قرارشد عمل کنه دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم یه ساعتی رفتم به دیدنش ولی بعد شوهرم متوجه شد بماند که چه قیامتی تو خونه شد به خودم به اون قول دادم دست روی قرآن گذاشتم که دیگه بدون اجازش هیچ وقت به خونه مامانم نمیرم.ولی چندساله این فکرهای وسواسیش دیوونم کرده هرجامیخوام برم فکرمیکنه میخوام خونوادمو ببینم همش باید نگران باشم مدام داره بهم گوشزد میکنه مبادا زیرآبی برم.من خیلی سعی میکنم زندگیمو آروم نگه دارم بخاطر افکار اون ازتفریحاتم حتی تامیشه از خریدم هم میزنم که بهونه دستش ندم ولی واقعا یه جاهایی کم میارم.آیا همسر شما صبروتحملی مثل من داره؟؟؟
شمااگه جلوی خودتو نگیری در آینده ای نزدیک تبدیل میشی به یکی مثل همسرمن.ومطمئنا یک مرد خیلی راحتتر میتونه زنشو طلاق بده پس مواظب باش.
شماباید یابه صورت حضوری بری مشاوره یاهمینجا حق عضویت پرداخت کنی بتونی زندگی خودتو نجات بدی قرار نیس یکی بخاطر خطایی که چند سال پیش کرده وقرارهم نیست دیگه تکرارش کنه تاوان پس بده.همسرتون اگه شما رو دوست نداشت به هیچ وجه دنبالتون نمیومد میرفت چندوقت دنبال خوشگذرونیش بعدش شاید شاید میگفت خودتون باپای خودتون برگردین خونه.لطفا لطفا نذارین این زندگی قشنگتون بخاطر یه سری افکار پوچ خراب بشه.
بهتره بدونین بدن فعال افکار وسواسی را غیر فعال میکنه ورزش کنید لباس برای بچتون ببافین خلاصه اینقدر وقت خودتونو پرکنید که جایی برای وسوسه نباشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)