سلام. من اولين پستي كه در همدردي خوندم پست شما بود و و يه جورايي منو ياد گذشتهخودم انداخت نهايتا برام سوال برانگيز شده كه چطور يك آقا ميتونه انقدر سنگ دل باشه كه بدون دليل قيد همسرش رو بزنه و بره برا خودش.....(البته من در جايگاهي نيستم كه بخام قضاوت كنم..)موضوع بعدي اينكه شما الان وضعيت روحيتون اصلا مناسب نيست....برا همين ممكنه الان هر اقدامي رو انجام بديد كه بعدا شايد پشيمون بشيد.چرا يك بار هم كه شده همه چيز رو زير پا نميزاريد و براي شروع دوباره اقدام نميكنيد...؟
طلاق عواقب خوبي نداره ( من خودم خجالت ميكشم به كسي بگم ازدواج كردم و جدا شدم).
خود من به چند ماه دقيقا مثل شما شدم از صداي زنگ خونه ميترسم فكر ميكنم مامور آمده برام ابلاغيه آورده يا حتي از صداي زنگ تلفن استرس بهم دست ميداد...اما بعداز مدتي شكر خدا مشكلم رفع شد.
اين رو بدون كه خدا آدم رو گاهي وقتها آزمايش ميكنه شايد شرايط الان شما نوعي آزمايش باشه...
هيچ وقت حتي زماني هم كه به بن بست رسيدي نگو زندگي 30 سالت بي ثمر بوده....
و در پايان يك موضوعي هست كه ميخام خصوصي بهتون بگم شايد مشكلتون حل شد وبرگشتيد سر زندگي
آي دي تلگرام منkhasteh70@







خودم انداخت نهايتا برام سوال برانگيز شده كه چطور يك آقا ميتونه انقدر سنگ دل باشه كه بدون دليل قيد همسرش رو بزنه و بره برا خودش.....(البته من در جايگاهي نيستم كه بخام قضاوت كنم..)موضوع بعدي اينكه شما الان وضعيت روحيتون اصلا مناسب نيست....برا همين ممكنه الان هر اقدامي رو انجام بديد كه بعدا شايد پشيمون بشيد.چرا يك بار هم كه شده همه چيز رو زير پا نميزاريد و براي شروع دوباره اقدام نميكنيد...؟

علاقه مندی ها (Bookmarks)