به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23

Threaded View

  1. #20
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahtab1989 نمایش پست ها
    سلام و تشکر فراوان از دوستان عزیز
    با توجه به صحبت های دوستان به نظرم بهتره تاپیکم را طور دیگری ادامه بدم
    1.ترس های من از ازدواج ایشون
    2. ترس های من از ازدواج خودم
    اسمش محسنه
    ترس های من از ازدواج محسن
    من درسته خودم رابطه را قطع کرده بودم ولی تا حالا ازدواجش قطعی نشده بود و هیچ وقت به روزی که محسن ازدواج کنه و من تنها بمونم فکر نمیکردم. من همیشه تو ذهنم به این فکر میکردم که اگر مورد مناسبی برای ازدواج پیدا نکنم باهاش ازدواج میکنم
    به این دلایل باهاش ازدواج میکردم
    1. فامیل بود و میشناختمش
    2. به خاطر شرایط پدرم
    3.خیلی منو دوست داشت
    4. حس میکنم منم دوستش داشتم (من هیچ وقت بهش بیان نمیکردم دوستش دارم و همیشه میگفتم نمیدونم)
    5. نبود خواستگار
    6. خیلی با حوصله بود
    اگر ازدواج کنه این مشکلات میترسم پیش بیاد
    1. چون من و ایشون به این رابطه پیامکی اعتیاد پیدا کرده بودیم بازم ادامه بدیم
    2. ما تو جمع فامیلی همدیگه را میبینیم و میترسم بازم نگاه های معنادار بکنه
    3. میترسم همسرش از این رابطه ی ما بو ببره و آبرو ریزی راه بندازه و یا با من بد بشه (البته فامیل هم از رابطه ی پیامکی ما خبر نداشته)
    4. تنها شدن من بعد از ازدواجش و من نتونم با این قضیه کنار بیام چون بعد اینکه رابطه را قظع کرده بودم به این فکر میکردم که بازم شروع کنم و دلم براش تنگ میشد شاید به خاطر نیاز به ازدواجی که داشتم بود و تنها کسی هم که من میتونستم باهاش ارتباط عاطفی برقرار کنم محسن بود.

    میخوام بدونم بعد ازدواجش کلا من چه رفتاری داشته باشم وقتی میریم خونشون یا اونا میان خونه ی ما؟؟؟؟؟

    ترس های ازدواج من
    1. اگر همسرم مثل این دوستم نداشته باشه
    2. بد اخلاق باشه
    3. من بهش علاقه نداشته باشم
    4. یا مشکلات و یا خیانت همسر باعث بشه من سمت محسن برگردم
    5. پی بردن همسرم به این موضوع( شاید اگر محسن غزیبه بود قضیه اینطوری نبود و من هم خودم سر چند ماه همه چیزو فراموش میکردم و هم احتمال اینکه همسرم بفهمه کم میشد)
    6. از لحاظ چهره به محسن نرسه (البته محسن متوسط رو به بالاست)

    یک مورد دیگه اینکه شاید من کلا خواستگاری پیدا نشه که بتونم ازدواج کنم
    و مشکل دیگه ای هم که دارم حس میکنم پاکی ام را از دست دادم و دوست داشتم این حرفهایی احساسی را فقط با یک نفر بزنم و اونم فقط شوهرم باشه حالا وقتی این حرفها را از محسن شنیدم و با اون اولین بار تجربه کردم احساس عذاب وجدان دارم. و اینکه واقعا من میتونم با کسی که پاک بوده ازدواج کنم؟ ایا خدا منو میبخشه؟ و همسر اینده ام چطور؟ یا محسن منو میبخشه؟؟

    - - - Updated - - -



    ممنونم عزیزم
    مزایا
    1. استرس های رابطه را ندارم
    2.وقتم آزاد تر شده
    3. وابستگی رو به کاهش هستش
    4. ناراحتی کمتر (فهمیدن قضیه ی خیانت)
    5. میتونم به پیشرفت تو زندگیم و کارم فکر کن (ولی فعلا انگیزه ای ندارم)
    6. کمتر چک کردن گوشی
    معایب
    1. دلتنگی و احساس تنهایی
    2.شاید تا اخر عمر مجرد بمونم

    فعلا این موارد به ذهنم میرسه عزیزم
    از وقتی که شنیدم که دیگه باید به چشم یه فرد متاهل بهش نگاه کنم و اینکه کس دیگه ای کنارش خواهد بود تمرکزم را از دست دادم و افکار مسخره ای مثل اینکه اگر بعد ازدواجش به من محل نذاشت چی ( در حد همون قضیه ی فامیلی منظورم هستش)؟
    نمیدونم ولی هنوز اون حس قدیم را دارم یعنی هنوز روش حساسم و اینکه اگر بدونم دوست دختر داشته ناراحت میشم یا اینکه رفته خواستگاری و داره ازدواج میکنه ناراحت میشم. یا مثلا میشنیدم که کسی بهش دختری را برای ازدواج پیشنهاد میده ناراحت میشدم



    با سلام و احترام
    اصلا به نظر نمی رسه نگاهت به پاسخهای این تاپیک افتاده باشد.
    یا نظرت افتاده است به آنها فکر نکرده ای.
    یا به آنها فکر کرده ای ، اما جمعبندی نکرده ای
    یا جمعبندی کردی ، اما پاسخی برای آنچه ما گفته ایم نداشته ای
    یا پاسخی داشته ای ، اما ننوشته ای
    یا اینکه تصمیم داری شما حرفهایت را بزنی. اما حرفهای دیگران را نشنوی
    البته منتظر هستی ، شاید کسی شما را تایید کند و بعد با او وارد تعامل شوی.



    لطفا قبل از اینکه این تاپیک را ادامه دهی به پست قبلی ام توجه کنید و همه لینکهای آنرا مراجعه کنید و یادداشت برداری کنید و در پست بعدی ما بنویسید که کدام مقاله و کدام بندهایش شامل حال شما می شود.



    اگر شما قصد داشته باشید به روش خود پیش بروید و این تاپیک را وسیله ای برای آسیب رساندن بیشتر به خودتان بکنید، ما ناگزیریم آنرا قفل کنیم. لذا مطلبی که به رنگ قرمز نوشته ام را مورد توجه قرار بدهید و پاسخ ما را در پست بعدی قرار بدهید.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  2. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    Eram (پنجشنبه 16 دی 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.