
نوشته اصلی توسط
mehdi_q
سلام به داوود عزیز
من احساس میکنم که شما یه جایی به زمانی در حق خانومی خیلی بد کردی که اینطور یک طرفه به قاضی میری. باید خدمتتون عرض کنم من هر صبح قبل رفتن به سرکار خانومم رو می بوسیدم و از سر کار برگشتنی حتما بغلش میکردم وار اینکه تنها مونده ازش عذرخواهی میکروم. یا نصف شب چیزی میخواست امکان نداشت نرم به نحوی براش تهیه نکنم همین تابستون 10 روز بردمش سفر اصفهان و شیراز و چرا راه دور ب یم یک هفته قبل از اینکه ترکم کنه یه برنامه مسافرت داشتیم که متاسفانه دست من شکست ولی چون قول داده بودم و ایشون خیلی دوست داشت که این سفر رو بریم ،نمیدونین با چه دردی من این سفر رو رفتم و اومدم و خیلی چیزای دیگه.
در مورد مسایل مالی هم خدمتتون عرض کنم که یا شما خیلی وضعت خوبه یا تو این دنیا زندگی نمی کنی . بله کیه که از پول بدس بیاد و تو این اوضاع بد اقتصادی مملکت به کمک مالی نیاز نداشته باشه. با این حال باز هم مشکل این نبود. مشکل از اونجایی شروع شد که پدرزن سابق من یه ملکی فروخت و سه طبقه ساختمون در مجموع به ارزش یک و نیم میلیارد یکی واسه خودش و دوتا برای دو پسرش ولی دخترش چی وعده و وعید الکی... که اینجا بود که دیگه دخترشون از این تبعیض شکسته شد و هشت ماه باهاشون قطع رابطه کردو بقیه ماجرا که قبلا توضیح دادم . حالا اگه شما می فرمایید که چرا من از همسرم برای گرفتن حقش حمایت کردم پس حق باشماست. من استباه کردم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)