با سلام
سلام آقای باغبان ممنونم که برای پست من وقت گداشتید.
خانم آرامش خیال ،،، به نظرم عصبانیت باید ریشه یابی بشه !
خودتون را دوست دارید؟
بله ،اما همیشه یک نارضایتی از خودم و رفتارم دارم.همیشه هرطور که رفتار میکنم بعدش رفتارمو تجزیه تحلیل ومیگم کاش اینطور رفتار کرده بودم یا اینو گفته بودم این حرف رو نگفته بودم....
شما از گذشته خودتون چقدر ناراحتید ؟ آیا گذشته را بخشیدید ؟کودکی خودتون را دوست داشتید؟!
از گذشته خیلی ناراحتم.فکر میکنم توی ازدواج اشتباه کردم و به چیزی که حقم بوده نرسیدم.
نبخشیدم فقط سعی کردم چیزایی که اذیتم میکنن رو نادیده بگیرم.اما خیلی اوقات دوباره برام تکرار میشن و بدون اینکه شوهرم کاری کرده باشه اون روز یا حرفی زده باشه باهاش بداخلاقی میکنم.یا میشنم گریه میکنم و توی ذهنم از خدا میخوام که ارشون تقاص بگیره.
یک روز کاملا خوشحالم و راضی و حس میکنم شوهرم رو دوست دارم،زندگیم رو دوست دارم،ولی ممکنه یک ساعت بعد خاطره ای برام یادآوری بشه و کاملا تغییر میکنم و احساس انزجار دارم.
حتی گاهی با خودم بگم چرا برگشتم و باهاش زندگی میکنم؟!
بله کودکیم رو دوست داشتم.
دیگران را بخشیدید؟
فکر نمیکنم بخشیده باشم.همونطور که گفتم فقط سعی کردم نادیده بگیرم.و همیشه هم از خدا خواستم بهشون بفهمونه که چقدر اذیتم کردن.
چقدر به انتقاد حرف دیگران حساسید ؟
خب برام مهم هست که دیگران چه فکری در موردم میکنن.
الان میشه گفت با هر انتقادی به هم میریزم .از اینکه کسی از کارم ایراد بگیره عصبی میشم.
ولی دیگه اصلا برام نظر خونواده شوهرم مهم نیست.چون میدونم هرطور که باشم و هر کاری که کنم اونها خودشون رو کاملا محق میدونن.
ولی بازم اگر حرفی بزنن خودخوری میکنم.
خودتون را از دیگران بالاتر می دونید؟
نه.فکر نمیکنم اینطور باشم.هیچوقت خودم رو بالاتر از کسی ندیدم.فکر میکنم هر انسانی برای خودش ارزش داره و همه مخلوق خدا هستن.
حتی یکی از عادات خونواده شوهرم این هست که ارزش هر کسی رو به محل زندگیش و میزان ثروتش میدونن.که من اصلا با این نوع تفکر موافق نیستم.
از چیزی می ترسید؟
بله از اینکه ده سال دیگه از زندگیم راضی نباشم و حسرت همین روزها رو بخورم که تصمیم اشتباه گرفتم.
از این هم خیلی میترسم که یه روزی مجبور بشم جدا از بچم زندگی کنم.
چون زندگی من همیشه طوری بوده که در اوج خوشحالی و خوشبختی یهو همه چیز با دخالت بقیه بهم میریزه و کاری از دست من برنیومده.
شما به نظرتون ارزشمندید برای خودتون و دیگران؟
قبل از ازدواجم خیلی خودم رو دوست داشتم،طوری که همیشه دوست هام بهم میگفتن.
اما بعد از اردواج احساس میکنم خیلی خودمو نادیده گرفتم و ارزش خودمو با گذشت زیادی که کردم پایین آوردم.
اطرافیان و فامیل خودم همیشه دوستم داشتن و بهم ارزش میدادن.حتی سال گذشته که مشکل داشتیم مادر همسرم با چند نفر از فامیل ما تماس گرفته بودن که مثلا واسطه برگشتنم بشن ،ولی در عین حال کلی از من بد گفته بود(که البته هیچکدوم در جریان مشکل اصلیمون نبودن و نیستن)،ولی همشون از من دفاع کرده بودن و تعریف کرده بودن و بهش اجازه نداده بودن به حرفاش ادامه بده.
حتی همسایه سابق مارو دیده بود جایی و شروع کرده بود بدگویی از من و خونوادم که اذیتشون کردیم! و اون خانم و آقا بازهم باهاش بد برخورد کرده بودن.و گفته بودن حق این دخترو این خونواده این نبوده وما طی چند سالی که همسایه بودیم جز خوبی ندیدیم.
احساس شکست می کنید؟
بله خیلی زیاد
احساس گناه دارید؟
بله،احساس میکنم به خودم به بچم به خونوادم ظلم کردم.
رژیم غذایی تون خوبه ؟
بله،البته بخاطر دلدرد فرزندم مدتی هست لبنیات و حبوبات خیلی کم میخورم
ورزش در برنامه دارید؟
خیر،به فکرش بودم و شوهرم هم ازم خواست که بخاطر تغییر روحیم باشگاه برم.
...........................................
ما باید مسئولیت کنترل عصبانیت خودمون را به عهده بگیریم - یعنی یه تعهد !
تاحالا تعهد داشتید؟
بله
چه تلاشی برای این تعهد کردید؟
تا جایی که بتونم سعی میکنم به تعهدم عمل کنم.
اما گاهی نتیجه عکس از رفتارم میگیرم.یعنی میخوام که تلاش کنم اما رفتارم نتیجه معکوس میده.
می تونید آرامش و آرام بودن را معنی کنید ؟
آرامش از امنیت میاد،وقتی کسی از زندگیش از شریکش مطمئنه و میتونه به آینده زندگیش امیدوار باشه آرامش داره.
آرام بودن یعنی بتونم در برابر بقیه صبور باشم و اهمیت ندم.
آیا هدفی بوده که بهش نرسیدید!!؟؟
بله.
یک زندگی مستقل سه نفره که فقط مال من و بچم و شوهرم باشه و خودمون تصمیم گیرنده زندگیمون باشیم.
یک خونواده مستقل.
که البته رویا شده برام
کم خونی دارید؟
خیر
چه فیلم و سریال هایی را می بینید ؟
اهل تلویزیون دیدن نیستم.خیلی کم سریال میبینم
سال گذشته با شوهرم شهرزاد میدیدیم.
جدیدا هم سریال پرستاران رو میبینم.
معنوی هستید ؟
بله.معمولی
.خدارو خیلی دوست دارمو همیشه سعی میکنم توی کارهام رضایت خدارو در نظر بگیرم. نماز میخونم .قرآن خوندن آرومم میکنه.
میشه این سئوال را هم پاسخ بدید ؟
هنگامی که یک خانم راهنمای سمت چپ خودرواش را می زند ، این به چه معناست ؟
الف ) یعنی می خواهد به سمت راست برود
قاف ) یعنی می خواهد شیشه سمت چپ خودرواش را پایین بیاورد
دال ) یعنی می خواهد پشت فرمان موبایلش را درآورد و با همسرش تماس بگیرد
نون ) یعنی می خواسته بنده خدا سمت چپ یپیچه
گزینه آخر
چقدر سئوال شد









علاقه مندی ها (Bookmarks)