به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 تیر 96 [ 04:29]
    تاریخ عضویت
    1396-1-07
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    141
    سطح
    2
    Points: 141, Level: 2
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 6 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    احساس بدبختی میکنم

    سلام
    من یه پسر 17 ساله م
    من تک فرزندم و بخاط همین تک فرزندی توجه پدر و مادر و اطرافیان (حتی عمو ها و عمه ها و پدربزرگ و مادربزرگ) رو داشتم و دارم
    وضع مالیمون خوبه خداروشکر و هرچی که خواستم از لباس گرفته تا بهترین گوشی ها و ... رو داشتم
    رابطه م با پدر و مادرم خیلی خوبه و باهاشون رفیقم
    اما یه مشکل بزرگ دارم
    من به شدت تنهام !
    خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو بکنید !
    از بچگی نه خواهر داشتم نه برادری ...
    بخاط همین قضیه تقریبا منزوی شدم و اصلا آدم اجتماعی ای نبودم و الانم به دوستام که کلی رفیق و فامیل دارن حسودیم میشه
    شاید باورتون نشه ولی یدونه رفیق صمیمی ندارم که مثلا باهاش برم سینما
    تمام رفیقام در حد مدرسه و کلاس زبان و ... هستن
    مشکلم جایی به تکمیل میرسه که حتا یه فرد هم سن و سال خودم هم نداریم توو فامیل
    آها راستی ما با خانواده‌ی مادریم 15 ساله که قهریم
    من عاشق مهمونی و سفر های دسته جمعی و جمع رفقام و حتی این جمعا رو توو خواب میبینم و آرزومه داشتنشون...
    اما عید به عید برامون مهمون نمیاد و ما مهمونی نمیریم
    حتی یه رفیق خوب هم ندارم چه برسه به جمع رفقا
    سفر زیاد میریم ولی 3 نفر (من با پدرو مادرم) که اصلا خوش نمیگذره
    البته تمام این ماجراها مال دوسال اخیره و تا همین دوسال پیش دسته‌کم 2هفته یک بار خونه‌ی مادربزرگم جمع میشدیم و خوش بودیم اما بخاطر یسری دلایل یدفعه (خیلی یدفعه!) تمام روابط قطع شد
    الانم همش تو خونم
    همه دوستام تا تعطیلی پیش میاد میزنن بیرون با رفقاشون
    اما به من نمیگن چون میدونن من نمیام...چون میدونن آدم سردی ام... خیلی دوست دارم اجتماعی باشم ولی به هر دری میزنم نمیشه
    از این تنهایی دارم میپوسم
    کمکم کنید

  2. کاربر روبرو از پست مفید amin_sadeq تشکرکرده است .

    Ramin231 (سه شنبه 08 فروردین 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 بهمن 96, 14:47
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  4. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 آبان 93, 00:32
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 30 فروردین 92, 11:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.