مرسی از همگی

جناب جوادیان همیشه وقتی با خواهرشون یا من بحث میکنه به این موضوع اشاره میکنه که من یک دقیقه هم نمی تونم با خواهرم توی یک خونه زندگی کنم واقعا هم خونه شدن با خواهرم برابره مرگه برام و اینکه همیشه میگه ازدواج میکنم از تو بهترش رو می گیرم و وقتی من بهش میگم هیچ کس این اخلاق و شرایط تو رو نمیتونه تحمل کنه میگه با اون رفتارم اینطوری نمیشه که به اون خرج میکنم آزادش میزارم و ...

نه مشاوره نرفتیم چون شوهرم اصلا قبولشون نداره فقط من با یه مشاور تلفنی صحبت می کردم که شوهرم یواشکی بهش زنگ زده بود بعد دو جلسه صحبت کردن با اون هم بحث کرد و ...
از خصوصیات خوبش مثلا یکبار که داداش من سر یک معامله یکم از نظر مالی کم آورده بود بدون اینکه من بدونم خودش بهش برای چند روز پول داده بود و من موقع پس دادن پول از طریق داداشم فهمیدم و از شوهرم تشکر کردم البته چون داداش من آدم آرومی هست شوهرم خیلی خیلی دوستش داره و همه جا ازش تعریف میکنه ( یا مثلا اینکه وقتی چند روزه خونه هستم و تنهایی با بچم اجازه بیرون رفتن ندارم وقتی واقعا حوصلم سر میره و حالت دلتنگی بهم دست میده میاد میگه چرا اینجوری غمگینی پاشو ببرمت بیرون ) حالا بماند مشکلات بیرون اعم از اینکه بچه یا من یک چیزی بیرون ازش بخواهیم غوغا میشه از این سری مشکلات هم بوجود نیاد مثلا میگه کسی بهت نگاه کرد یا تو به کسی نگاه کردی و ...