سلام از همه تون ممنون
چقد خوشحالم که این دفعه تو یه تاپیک شاد می بینمتون
دوست داشتم وقتی این بار میام با خبرای خوب بیام و شما رو در جریان بذارم شمایی که پا به پای من تو مشکلاتم بهم دلداری می دادین و باهام همدلی می کردین
ممنونم از همتون

بچه ها من نشستم با خودم فکر کردم وراهم رو انتخاب کردم
من همیشه آدم شاد بودم تا قبل از ازدواج و دوست نداشتم ازین به بعد بخوام با ناراحتی و غم و افسردگی یا احساس شکست زندگی کنم
دو تا راه داشتم یا همه چیو تموم کنم و یه زندگیه جدید بسازم
یا همین زندگی رو ترمیم کنم و یه زندگی رو از طلاق نجات یدم و یه بچه ی طلاق به جامعه اضافه نکنم
تصمیم گرفتم قهرمان زندگیه خودم باشم
بلند شدم ایستادم،
گریه رو قطع کردم سعی کردم شاد باشم هم برای خودم، هم مادر شادی برای دخترم هم همسر شادی برای شوهرم
سختی های زیادی هم داشت اما چون هدفم رو مشخص کرده بودم و تصمیمم رو گرفته بودم ، بین راه نمی موندم
سعی می کردم اگه ناراحتی پیش اومده ازش بگذرم
دخترم رو می بردم پارک ، با هم شنا می رفتیم
تو مشکلات با آرامش بیشتری برخورد می کردم
حتی اگه مسافرتی بود که با خانواده خودم پیش میومد می رفتم و خوش هم می گذروندیم و وقت برگشتن می دیدم که دل شوهرم تنگ شده بود


از رفتاراش متوجه می شدم
یه برنامه هم ریختم برای پرداخت کامل بدهی هام که ان شاالله زودتر تموم شه
حرفهای آقای مدیر خیلی روم تاثیر گذاشت
اینکه باید قوی باشم و اعتمادم به خدا بیشتر باشه
علاقه مندی ها (Bookmarks)