به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: مردن انگیزه

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 شهریور 96 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1395-1-16
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    1,092
    سطح
    17
    Points: 1,092, Level: 17
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    مردن انگیزه

    سلام نمیدانم از کجا شروع کنم حتی وقتی می خوام حالمو توضیح بدم احساس میکنم خیلی خستم و چیز ناممکنی هست انگار که در باتلاقی گیر کردم که نمیتونم حرکت کنم .
    راستش انگیزمو از دست دادم متولد ۶۷ هستم از اوایل آبان سال پیش در جایی مشغول به کار شدم با حقوق قانون کاری قبل اینجا بیکار بودم و تازه دانشگاه تموم کرده بودم
    نمی دونم چی میخوام از زندگی الان طوری شده که صبح محل کار بعد از ظهر خونه میام بی حوصله عصبی افسرده فقط میخوام وقت بگذره بیکار نمونم که بخوام راجب خودم و وضعیتم فکر کنم و بیشتر ناراحت شم
    هیچی حتی بیرون رفتن هم حالمو خوب نمی کنه اوایل کار درگیر کار بودم وچون مورد علاقم بود درگیر شدنم هم خوشحالم میکرد و هم نمیدونستم وقت چطوری میگذره .
    دنبال راهی برای رهایی هستم گاها میخوام برم تهران برای کار و اونجا بمونم ولی اون جرات و انگیزش رو ندارم
    گاها میگم حق من نیست این وضعیت حالم و وضعیت شغلیم میتونستم یا میتونم خیلی بهتر از این باشم
    گاهی وقتا موزیک گوش کردن تنها چیزی هست دردم رو تسکین میده ولی به دارو میمونه که گذراست و برای مدت کم باعث میشه به درد فکر نکنم
    مدتی هست فکر این افتادم که برم پیش یک روانشناس خوب ولی میگم اگه نتونست حالمو خوب کنه چی؟ اگه ماه ها یا سال ها طول بکشه درمان من چی؟
    خیلی بدتر شده حالم خیلی زود میشکنم و شکستن قلبمو و سعی میکنم از انسان ها دور بمونم با من حرف نزنن انگار که نیستم طوری منزوی شده ام که صحبت نمیتونم بکنم انگار حافظه ام پاک شده و پوچ هست نه کلمه ای نه جمله ای . مثلا در مورد وقایع روز یکی با من در میان میگذاره و من نظر و نیتونم جمله ای مفید بگم جز اینکه بگم بله درسته بله همینطوره بله وضعیت اینه شده ام فقط این :(سلام خوبین خسته نباشین). وصلام نه تبادل کلمه هیچی
    نمیدونم چیکار کنم حرف برای گفتن زیاد دارم ولی زخمم مثل یه سوزنی میمونه که تا ته تنم و روحم نفوذ کرده و درآوردن اینها چیزی شبیه بارها مردن و زنده شدن هست ........
    کمکم کنید

  2. کاربر روبرو از پست مفید bikas1 تشکرکرده است .

    miss seven (یکشنبه 21 خرداد 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 فروردین 93, 08:09
  2. من نفرت انگیزم
    توسط shilaa در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 50
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 بهمن 92, 15:14
  3. هدف و انگیزه؟!!؟از کجا بیارم؟!؟
    توسط tanin-91 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 16 دی 92, 21:16
  4. خیلی تنهام انگیزه ای واسه بودن ندارم
    توسط مرمر تنها در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 09 آذر 92, 18:44
  5. مردایی که می گن دختر باید ریزه میزه و کوچولو باشه ،دروغ می گن؟؟؟؟
    توسط نازنین آریایی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 55
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 تیر 91, 16:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.