نقل قول نوشته اصلی توسط شادزی
سلام خانمی
معلومه ازت که تا حالا تو زندگیت سختی نکشیدی و هر مشکلی و اون قدر بزرگش می کنی که خودت توش غرق میشی. همه آدمهای روی این کره خاکی دارن با یک مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنن که اگر یک گوشه از اون ببینی تنت به لرزه میوفته. در ضمن خدا داره امتحانت میکنه ببینه در شرایط سختی هم یادش هستی مطمئن باش که خدا هیچ وقت تنهات نمی زاره و از رگ گردن بهت نزدیکتره. فقط محکم باش و با درایت مشکلاتت رو حل کن و ناشکری نکن که وضعیتت بدتر خواهد شد. یه کم تند رفتی. صبور باش عزیزم صبور
من هم به دلیل مرفه بودن خونواده شما همچین عقیده ای دارم. در مورد این اختلاف افکار هم به همین صورت. این اختلاف سطح فرهنگی همیشه کار دست همه می ده. تحصیل کرده بودن پسر مهمه ولی خونواده اون هم بسیار مهم.
اشاره کردن اون به هر حرکت شما و غیر متعادل بودن رفتارش که یکبار از شما می خواد آرایش کرده و شیک بپوشید و روز بعد می گه چرا اینطوری پوشیدی نشونه گیر کردن اون تو یک دوراهیه( دوراهی بین تغییر هویت نسبت به اون چیزی که بزرگ شده و موندن در سنت خونوادگی خودش)
من هم با نظر دلناز موافقم. شما خودتون باشید. در رفتار و پوشش. مسلما اونطوری لباس نمی پوشید خودتون که جلب نظر کنید.
سعی کنید در روابطتون متوقع تر باشید.(روابط جنسی) و این رو حق خودتون بدونید.فقط اگر می دونید حساسیتهای همیشگی داره اونا رو برطرف کنید در خودتون. (اگر از نامناسب بودن پوشش شما در پیش برادرتون صحبت می کنه پوششتون رو تغییر بدید ولی به واضح اشاره کنید که یادت نره که خودت اینو گفتی و...) مستقل تر از همسرتون فکر کار و زندگی کنید.