مینا خانوم اینی که شما می گی درسته!ولی نه اینکه یکی منتظرت باشه که خستگی تو نفهمه ازت بخواد درکش کنی باهاش صحبت کنی باهاش بیرون بری جنازه که اومدی خونه بگیری بخوابی! فردا دوباره همین طوری. .اصولا اگر تمامی مواردی که از زندگی مشترک می خوام لحاظ نشه دلیلی برای این حجم وحشتناک مشکلات و مسئولیتها به عنوان یک مرد ندارم!! درد دلو می شه با یک دوست دختر! هم در میون گذاشت.
من با winter موافقم. از دید یک پسر مجرد می خوام به این قضیه نگاه بشه. (به عنوان یک تاپیک) . علتش اینه که به خصوص عمده دوستای تحصیل کرده من به دلیل همین مشکلات حتی در سن 30-32 سالگی قصد ازدواج رو هم ندارند. یقینا انسان موجودی منفعت طلبه و کار درستی هم هست که امروز خودتو فدای یکی دو سال پیریت که به همدم نیاز داری نکنی!!