سلام، خیلی مردد بودم که این شعر رو بنویسم چون نمیدونم قابل قبوله از نظر قوانین تالار یا نه اما فکر کردم براتون بنویسمش هر چند شاید مطابق شرایط شما نیست اما خط آخرش زیباست.البته شاعرش رو نمی شناسم.
و مرا آزردی ...
که خودم کوچ کنم از شهرت ،
تو خیالت راحت !
میروم از قلبت ،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی !
و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...
برنمی گردم ، نه !
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...
عشق زیباست و حرمت دارد ..
.








علاقه مندی ها (Bookmarks)