سلام دوستان عزیزم
تازه از کربلا برگشتم و ارتباطم و به کل با اون آقا قطع کردم و این و مدیون امام حسینم چون خودش راه قطع ارتباط و بهم نشون داد و به طرز عجیبی با ارامش باهاش کات کردم
همسرم مسرانه خواستار برگشتم بود و چند روزی سر مهریه جر و بحث داشتیم
لازمه بگم که
من سال 86 که عقد کردیم مهریم 314تا سکه بود که وقتی رفتیم سر زندگیمون همسرم هی غر میزد که من راضی نبودم و اون همه سکه خارج از وسعم هست و....منم برای رضای الهی و حفظ زندگیم تو یه نامه ای نوشتم که مهریم وبه خاطر رضایت خدا برای شما حلال میکنم و مهر و امضا کردم و دادم بهش و الان که جدا شدیم من هیچ مهریهای نداشتم و ایشون 50ملیون بهم هدیه دادن به این شکل که یه ماشین به مبلغ 30ملیون و 20ملیون هم چک که تاریخش و برای بهمن ماه نوشتن
الان که میخواینم دوبارهازدواج کنیم دیروز بهم گفت که اون چک و بهم برگردون .و چون خودش ماشین نداره در واقع ماشین هم هردو باید استفاده کنیم در واقع میخواد اون هدیه هاش و ازم پس بگیره و فقط با 14 سکه ازدواج مجدد انجام بدیم
و من خیلی ناراحتم
هر چی بهش گفتم اون ها هدیه بود و مال من هست زیر بار نمیره

- - - Updated - - -

خانوادم هم به شدت مخالفت میکنن و میگن که اون باید یه مهریه سنگین پشت قبالت بندازه که اینبار نتونه راحت طلاقت بده
به خدا دیگه موندم نمیدونم چکار کنم
راستش و بخواید
من فقط به خاطر دخترم و اینکه سختی های طلاق و به چشم دیدم میخوام برگرم و دوباره ازدواج کنم وگرنه خیلی از اون زندگی و اون مرد زده شدم و دل خوشی نه از خودش نه از خانوادش ندارم

- - - Updated - - -

الان سه ماه هست که جدا شدیم و دلیل اینکه ایشون میخواد زودتر برگردم اینه که تا فامیل و اطرافیان نفهمیدن برگردیم سر زندگیمون
چون تا حالا نزاشتیم کسی بفهمه فقط خونواده های منو خودش در جریان هستن
الان واقعا نمیدونم باید چکار کنم
به احتمال زیاد امروز بریم عقد کنیم
اما من اصلا نه شادم نه دل و جراتش و دارم و از این زندگی میترسم که دوباره کار به جاهای باریک بکشه