به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 38

Threaded View

  1. #20
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    777
    امتیاز
    14,904
    سطح
    79
    Points: 14,904, Level: 79
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 446
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    700

    تشکرشده 1,168 در 528 پست

    Rep Power
    147
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها
    سلام اقای جوادیان
    فکر کردن به سمت چه تصمیماتی؟!


    درمورد دوران نامزدی بگم که خانمتون فیلم بازی نکردن موقعیت نامزدی با رفتن سر خونه خودتون خیلی فرق داره .
    سلام

    بله در جریان هستم که نامزدی و زیر سقف تفاوت عمده ای دارن ولی نه در این حد که صحبتها و قول و قرارها و خط قرمز های فی مابین لغو بشه و اخلاق عوض بشه..تصمیماتی مثله اطلاع دادن به خونواده شون در مورد مشکلاتمون
    (البته میدونم کار صحیحی نیست اما وقتی به اوج عصبانیت میرسم بعضا به ذهنم خطور میکنه)

    نقل قول نوشته اصلی توسط *مونا* نمایش پست ها
    با سلام و احترام
    نقل قول نوشته اصلی توسط *مونا* نمایش پست ها

    این بند از صحبتاتون در من صدق میکنه و من بیشتر هوای مادرمو دارم.. چون محل کارم نزدیک خونه مادرمه واسه این بیشتر کارهارو به من میگن و من بیشتر به مادرم رسیدگی میکنم..

    و خانمم میگه برادرهای دیگه ات هم باید مثله تو وظیفه شونو انجام بدن.. من هم میگم اونا باید خودشون احساس وظیفه کنن و بیان , من نمیتونم که زورکی بگم ..هم سنشون از من بیشتره و هم من نمیتونم بخاطر اونها بشینمو ببینم مادرم زجر میکشه

    آقای جوادیان من به شما حق میدم که به فکر والدینتون هستین و خانمتون هم حق میدم که اعتراض داشته باشن به نظر من شما هم در کدورت به وجود اومده بیشتر از خانمت و خواهراتون نقش دارین.

    برادران و خواهراتون خیالشون راحته که شما به کارهای مادر می رسین برا همینم خیالشون راحته.
    درسته شما کوچک تری ولی دلیل نمیشه همه مسئولیت ها رو شما به عهده بگیری.

    خب خانمتون هم ناراحته و حق داره چون نبود شما در خونه مسئولیتهای ایشون رو با وجور یه بچه سخت تر می کنه و از همه مهم تر دلتنگی برای شماست.

    به نظر من رودربایستی رو کنار بذارین و با خواهر و برادراتون صحبت کنید و بگین که شما هم مثله اونها در زندگی و کارتون مشکلاتی دارین و نمی تونید همیشه این مسئولیت رو انجام بدین و بگین که وظیفه همه ما هست که همونطور که مادر برامون زحمت کشیدن الانم ماها عصای دستشون باشیم.
    سلام

    اینجوری نیست که اونا هیچ کاری نکنن و من فقط رسیدگی کنم..من کمی بیشتر هوای مادرمو دارم و من یه اخلاقی دارم که نمیتونم از کسی درخواست کمک بکنم و اگه ببینم کاری لنگ مونده پیش قدم میشم..

    چن روز پیش که صحبت از رفتن دوباره به شهرستان شد من گفتم که کلی چک و بدهی دارم و نمیتونم مادرو ببرم ..

    و خواهرم گفت که میدونم تو رو نمیذارن بری .. منم گفتم چه ربطی داره ؟ والله چک و بدهیم زیاده و الان واسه چی تو این موقعیت پای زنمو میکشی وسط؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط خانم مهندس نمایش پست ها
    سلام مجدد و آرزوی بهبود و سلامتی برای مادر محترمتون.
    اینکه دلتنگ همدیگه میشید و برای هم کادو میگیرید نشون دهنده اینه که خانواده سالمی هستىد و بنیان ازدواجتون سست نیست. اما منظورم از رابطه عاطفی عمیق یه چیزی فراتر از اینهاست. همه ما یک نقاط ضعف و یک نقاط قوتی داریم، وقتی شما با همسرتون رابطه عاطفی عمیقی داشته باشید با آگاهی کامل به ضعف ها و قوت ها همدیگه رو دوست دارید و می پذیرید و درک می کنید. چه بسا روح همدیگه رو مداوا کرده و باعث میشید خوبیهای طرف مقابل پررنگ تر و تقویت بشه و ضعف هاش رو کمتر بروز بده و کمرنگ تر بشن. اینکه با خانومتون صحبت کردید خوبه، اما کاش فقط گوش میدادید و سرزنشش نمیکردید. درسته که رفتارتون منطقی بوده و ایشون اشتباهاتی داشتن اما بهتر بود کمی بهش حس اعتماد و درک شدن میدادید. خانومتون نباید احساس کنه شما و خونوادتون توی یه تیم هستید و مقابل ایشون، باید بهش این حس رو بدید که در هر شرایطی اولویت اولتون ایشونه و درکش میکنید و البته هیچ کدوم از اینا به این معنا نیست که اشتباهاتش رو تایید کنید! واقعا هم همین طوره و شما و همسرتون باید اولویت اول همدیگه باشید چون قابل انکار نیست که یه روزی پدر و مادر ها به رحمت خدا میرن و سایه لطف و محبتشون از فرزندانشون دریغ میشه، خواهر و برادر هم هر کدوم پی زندگی خودش میره و فرزندان هم یه روز بالاخره بزرگ میشن و ازدواج میکنن و میرن دنبال زندگی خودشون و این بین فقط شما و همسرتون هستید که تا آخر عمر کنار همید و شریک غم و شادی و خوشی و دلتنگی همدیگه هستید و جسم و روح و زندگیتون رو با هم شریک هستید.
    در مورد اختلافی که پیش اومده هم من فکر میکنم هم خانومتون تا حدی حق دارن هم خواهر محترمتون. خانومتون وقتی میبینه تنها کسی که بار مسئولیت روی دوششه شما هستی و بقیه مبرا هستن طبیعی هست که دلخور بشه. به هر حال شما الان متعلق به همسر و فرزندتون هم هستید و حتی اگر خودتون داوطلبانه فداکاری کنید از حق اونها نمیتونید بزنید. خواهر و برادرهای محترمتون هم وقتی میبینن شما مسئولیت رو داوطلبانه به عهده میگیرید خیالشون از این بابت راحته و اعتراض نمیکنن که هیچ، استقبال هم میکنن (منم باشم همین کارو میکنم و تقصیری ندارن) خانومتون هم وقتی میبینه شما دلسوزانه خودتون رو وقف میکنید و اونها استقبال میکنن نسبت بهشون خشم میگیره ( هرچند کارش اشتباهه و در مدیریت خشمشون ضعف دارند ولی رابطه علت و معلولی رو بیان کردم) پس مشکل اصلی اینجا منفعل بودن شما و نامعلوم بودن یک سری حد و مرزها و اولویت هاتون هست که به شکل این کدورت بین خانوم و خواهرهاتون بروز پیدا کرده.
    البته این مشکل رو خیلی از آقایون دارند و اونهایی که مثل شما منعطف هستند و به دنبال تغییر و بهتر شدنند بالاخره اصلاحش میکنن اما مردای لجوج و سرسخت به خاطر این موضوع ساده چیزهای بزرگی رو توی زندگیشون از دست میدن.
    به نظرم همسر و خواهرها رو به حال خودشون بگذارید، و یه کمی روی رفتار جراتمندانه خودتون تمرکز کنید. خواهر و برادراتون اگر صحبت یک امتیاز یا مزیتی بود هم اینجوری کناره میگرفتند که الان برای انجام وظیفه کناره گیری کردن؟ مسلما خیر. پس خیلی محترمانه و قاطعانه ازشون بخواید تقسیم وظایف صورت بگیره که شما هم کمی به کار و زندگی خودتون برسید و وظایفتون در قبال مادر محترم هم به نحو احسن توسط همه فرزندانش انجام بشه. برای زندگی خانوادگیتونم یک سری حد و مرزهایی که مورد قبول خودتون و همسرتون هست تعریف کنید و اجازه ندید شکسته بشن.
    ضمنا، حساسیتتون در مورد اینکه دختر کوچولوتون شاهد دعوای پدر و مادرش نباشه به نظرم خیلی قشنگ و ستودنی بود!
    امیدوارم زيباترين آرامش رو در کنار همسرتون تجربه کنید.
    سلام..

    بازم ممنون از حرفای خوبتون و بقیه دوستان..

    مرحله به مرحله دارم پیش میرم و حرفا و نظراتتونو انجام میدم..

    کمی از اون شدت قبلی کم شده ولی هنوز دلخوری وجود داره..

    ولی انتظار میره خانمش در این جور موقعیت ها کمی منطقی تر برخورد کنه .. گرچه ایشون خودش مایل به کمک کردنه من هستش اما بعضا معلومه ته دلش حسادت و انحصار طلبی موج میزنه و با یک کمی

    دلخوری خودشو نمایان میکنه..


    ویرایش توسط جوادیان : دوشنبه 17 مهر 96 در ساعت 12:07


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.