سلام...نمیدونم بایدچطورباادمی که علاقه ای بهش ندارم زندگی کنم به شدت افسرده شدم دیگه امیدی واسه ادامه ی زندکی ندارم من یه دخترنوزده ساله به حدی اززندگی ناامیدم که به خودکشی فکرمیکنم .....مجبورم شدم به خاطرخانوادم ازخودم بگذرم وباکسی ازدواج کنم که هیچ علاقه ای بهش ندارم ....تقریبا ازحدود سه سال پیش فهمیدم که بیماری صرع دارم وسابقه ی سه بارتشنج والانم دارومصرف میکنم ..تقریبا پنج سال نشون پسرخالم بودم وبعدازاین که خانوادم ازبیماری من مطلع شدن تصمیم قطعی گرفتن که من اگه باپسرخالم ازدواج نکنم کس دیگه ای حاضرنیست باوجودبیماری بخواد که زندگیش بامن ادامه بده... داستان خیلی طولانی دارم واقعا داغونم نمیدونم باید ازکجاشروع کتم واقعا نمیدونم توذهنم فقط این سوال هست که چرامن...








علاقه مندی ها (Bookmarks)